تبليغاتX
 حرکتی دیگر
 

18 تیر 78 و 30 خرداد 88

۳۰ خرداد ندا صالحی آقا سلطان که در بین مردم حضور داشته است گلوله می خورد و کشته می شود. اتفاقا مردمی که در صحنه بودند از صحنه شهادت ندا فیلمبرداری می کنند و کل جهان جان دادن مردم ایران را می بینند.

رسانه های رسمی و حکومتی یک هفته هیچ اعلام نظری نمی کنند. روزنامه کیهان به خانم آقا سلطان توهین می کند. و سیمای میلی آن را کار خود اغتشاشگران می داند. احمد خاتمی آن راکار خود مردم می داند. چون اساسا اغتشاشگری در خیابنها جز مامورین نبود. بعد در کمال .... ضرغامی می گوید فیلم شهادت ندا ساختگی بوده.

نمی دانم چه کسانی می توانند برادران و خواهران خود را شکار کنند و بی گناه بکشند واقعا در عجبم. اما بیشتر از این ناراحتم که امنیتی برای قتل مردم وجود دارد که برای شعار علیه ظلم وجود ندارد. آیا قاتلین از امنیتی حکومت ساز بهره مند نیستند؟

به قول مهندس میرحسین موسوی اگر در ۱۸ تیر ۷۸ برخورد قطعی به سرکوب گران دانشجویان نمی شد دیگر امروز ندا و دیگران شهید نمی شدند. همان موج قاتل بازگشته است اما این دفعه نه بر ضد دانشجویان که بر ضد مردم.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در شنبه 1388/04/13 ساعت 14:12 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


آخرین اخبار 3

بیانیه ستاد 88: خشونت و بازداشت و ریختن خون بی‌گناهان باعث شکست این جریان می‌شود

بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَا يحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَيرٌْ لّأَِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِيزَْدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ(178- آل عمران)
آنها كه كافر شدند(حق را پوشاندند و راه طغيان پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهيم ، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى دهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند؛ و براى آنها، عذاب خواركننده اى (آماده شده) است.

حدود 20 روز از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم می گذرد، انتخاباتی که شور عظیمی نه تنها در دل جوانان که در دل تمام مردم ایران ایجاد کرده بود، شوری برای تغییر و اصلاح در آنچه شایسته ایران بزرگ و ایرانی شریف نمی دانستند، شوری که می توانست به بزرگترین پشتوانه ایران در جهان تبدیل شود و بزرگترین پشتوانه برای اداره کشور توسط دولت برآمده از آن باشد.
اما آنچه متاسفانه شاهد آن بودیم سرکوب تمام آن شور و انرژی سازنده و پایان دادن به امید ایجاد تغییر از طریق انتخابات در آینده ایران بود.

متاسفانه عاملان نظامی و غیر نظامی این سرکوب تنها به تغییررای مردم بسنده نکردند و با برخورد های خشونت آمیز و غیر انسانی در برابر مردمی که به مدنی ترین شیوه به بیان اعتراض خود پرداختند، جامعه ایران را اندوهگین، نگران و داغدار کردند. از آن جمله بازداشت های گسترده در این 20 روز که بخش بزرگی از آن متوجه گروه های مختلف جوانان از جمله دانشجویان، جوانان پویش، جوانان 88، جوانان احزاب و سایر جوانانی که تنها برای حق از دست رفته خود به اعتراض های آرام و قانونی پرداختند، و تا کنون هیچ خبری از آنان در اختیار خانواده های آنان قرار نگرفته است.

بازداشت هایی که از روز شنبه پس از انتخابات آغاز شد و تنها جرم این افراد عضویت و فعالیت در ستاد نامزدانی غیر از نامزد مورد پسند حاکمیت بوده است. کاندیدا هایی که مورد تایید شورای نگهبانی بودند که البته عدم بی طرفی خود را به طرق مختلف اعلام کرده بود و با وجود تمام پرونده سازی ها نتوانسته بود دلیلی بر رد صلاحیت این مردان شریف بیابد.

این روزها صدا و سیما و مسئولین از قانون صحبت می کنند، کدام یک از این بازداشت ها و تهمت ها و کشتن ها با قانون سازگار است؟ آنچه به ذهن حقیقت جوی مردم می رسد نه قانونمندی که تنها تحمل پایین خودکامگانی است که از کوچکترین ابرازمخالفت های مسالمت آمیز نیز بیم نابودی دارند.

ما جوانان ستاد 88 (ستاد ملي جوانان حامی خاتمی) ضمن محکوم کردن کلیه بازداشت های پس از انتخابات بویژه بازداشت های گسترده اعضای این ستاد كه شامل رئيس، سخنگو، تعداد كثيري از اعضاي فعال و روساي كميته ها و حتي روساي مناطق شهرها مي شود و هر روز هم بر تعداد آنها افزوده می گردد، خواهان پایان این روند غیر قانونی و غیر انسانی و نیز آزادی هر چه سریعتر بازداشت شدگان و رعایت حقوق آنان هستیم.


اعضای ستاد 88 همچنین ضمن ابراز حمایت قاطع از عضو متدین، متعهد و فرهیخته این مجموعه آقای سید امیرحسین مهدوی، روش های تکراری و سخیف مسئولین امر در گرفتن اعترافات ساختگی که نشان از ضعف و ترس آنان دارد را محکوم می کند. این گونه رفتارها نشان می دهد این افراد به نفوذ کلام خود در میان مخاطبانشان باور ندارند و برای القای آنچه می گویند به این روش های نخ نما روی می آورند. گویا با همه ی تهمت ها و تخریب ها همچنان رقبای اصلاح طلب خود را در میان مردم صاحب نفوذتر و مقبول تر می دانند که می خواهند نیرنگ خود را به هر ترفندی از زبان آنان بیان کرده و بدان اعتبار بخشند.

در پایان اعلام می داریم که ما جوانان 88 همچنان بر این باوریم که تحولات برای ماندگاری و نفوذ در میان تمام گروه ها و اقشار جامعه باید توام با آرامش و گفتگو و نیز رعایت احترام و انصاف و قانون باشد، چرا که تنها این روش ها با فطرت حقیقی انسان ها سازگاری دارد و بر دل های پاک مردم خداجو می نشیند.

ما خشونت و بازداشت و ریختن خون بی گناهان و تک صدایی را بزرگترین عامل عدم ماندگاری و عدم نفوذ یک جریان در میان مردم و در نهایت شکست آن می دانیم.

از تمامی بزرگانی که موج حق جویی مردم را با شجاعت و دلسوزی همراهی کرده اند و خواهند کرد تشکر و قدردانی میکنیم، از جمله جناب آقای خاتمی که انگیزه تشکیل این گروه منسجم بوده و خواهد ماند، جناب آقای میرحسین موسوی و جناب آقای کروبی که بی پروا و با صراحت برای آنچه حقیقت می دانند ایستادگی و استواری کرده و خواهند کرد، مراجع بزرگ تقلید و روحانیون خوش فکر و شجاعی که همراه مردم و حقیقت ماندند و همه کسانی که حقیقت را فدای مصلحت خویش نکردند.
به امید پیروزی و شادی تمام مردم ایران.

ستاد ملي جوانان حامی خاتمی (88)

تحلیل پارلمان‌نیوز
آقای احمدی‌نژاد خون انگلیسی‌ها چه رنگی است؟

پارلمان‌نیوز: اخیرا محمود احمدی‌نژاد دوباره نامه‌ای نوشته و خواستار پیگیری یک مسئله قضایی شده است، رئیس اصولگرای دولت نهم این‌بار خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به پرونده قتل ندا آقا سلطان شده، همانند درخواستی که برای «رکسانا صابری» کرده بود.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، نگاشتن این نامه خود این روزها موجب بحث‌های فراوان شده که چرا اگر احمدی‌نژاد می‌خواهد پرونده قتل قربانیان حوادث اخیر بررسی شود به سراغ نداآقا سلطان رفته است؟ پاسخی که اکثر تحلیل‌گران به این موضوع می‌دهند یکسان است:«چون نداآقا سلطان جهانی شد»، و اصولا احمدی‌نژاد با توجه به ویژگی‌های خاص خود علاقمند است در موضوعات جهانی وارد شود و به اصطلاح خود «صحنه را مدیریت کند»، کاری که چند سالی است از آن سخن می‌گوید اما در عمل چندان نتوانسته در موضوعاتی که برای مدیریت کردن آن در عرصه بین‌الملل وارد شده موفق باشد.

اما این تنها مسئله این روز‌ها در خصوص «آقای رئیس‌جمهور» نیست، چه آنکه بعد از  تبلیغات فراوان انجام شده در خصوص دست داشتن انگلیسی‌ها در اغتشاشات اخیر و بالطبع آن بازداشت عده‌ای از کارکنان محلی سفارت انگلیس در تهران به ناگهان و بعد از مذاکره تلفنی متکی و ديويد ميليبند، وزرای خارجه ایران و انگلیس و ساعاتی بعد از آنکه وزیر اطلاعات رسما اعلام کرد که کارمندان بازداشت شده سفارت انگلیس برای رهبری و هدایت اغتشاشات آموزش دیده بودند و نقشی اصلی را درگیری‌ها ایفا کرده‌اند حداقل پنج نفر از کارمندان سفارت انگلیس آزاد شدند.

منوچهر متکی در گفتگو با خبرنگاران در مورد محتوای مذاکراتش با ديويد ميليبند  گفت که به او گفتم این بازی باخته را ادامه ندهند، اما در عمل اتفاقی که بعد از دستگیری ملوانان انگلیسی که به آب‌های ایران تجاوز کرده بودند تکرار شد؛ اتفاقی که همه ایرانیان به دلیل ادعای وجود نامه عذرخواهی بلر از ایران به دلیل این اتفاق که از سوی احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی مطرح شد به خوبی به یاد دارند. ادعایی که تنها در حد ادعا ماند و هیچ نامه عذرخواهی از سوی بلر منتشر نشد بلکه این موضوع به شدت تکذیب شد و برخی رسانه‌ها به «آقای رئیس‌جمهور» تهدید صورت گرفته از سوی انگلیس و اولتیماتوم این کشور به ایران را به استناد اخبار و سرمقاله روزنامه کیهان در آن زمان یادآوری کردند.

هر چند که بحث در خصوص محتوای مذاکرات وزرای خارجه ایران و انگلیس در این خصوص ادامه دارد، اما یک سئوال بزرگ و اصلی در این میان مطرح می‌شود که چگونه است کارمندان سفارت انگلیس که از سوی وزیر اطلاعات علنا به رهبری اغتشاشات متهم شده‌اند با مذاکره‌ای کوتاه و بعد از اعتراض انگلیس و اتحادیه اروپا نسبت به این بازداشت‌ها، آزاد می‌شوند؛ رکسانا صابری که بسیاری از کشورها به بازداشت او معترض بودند به نحوی با درخواست رئیس‌جمهور و علی‌رغم آنکه به جاسوسی متهم شده بود آزاد می‌شود، اما صدها ایرانی اینک در بند هستند و نه تنها آقای رئیس‌جمهور هیچ تلاشی برای آزادی آن‌ها انجام نمی‌دهد که رسانه‌های وابسته به دولت او و نیز رسانه دولتی شده صدا و سیما تمام هم و غم خویش را برای «پرونده‌سازی» برای بازداشت شدگان گذاشته‌اند.

آقای رئیس‌جمهور تاکنون از خود پرسیده است که آیا سوابق انقلابی و مبارزاتی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب بازداشت شده که اکثریت آن‌ها نقشی اصلی و اساسی را در پیروزی انقلاب اسلامی، آن‌جایی که سخن و مدرکی از نقش ایشان در آن مقطع حساس موجود نیست خود نمی‌تواند دلیلی بر علاقمندی و پایبندی آن‌ها به «جمهوری اسلامی» باشد و این افراد چگونه می‌توانند به دنبال براندازی نرم و مخملین باشند حال آنکه در سال‌های اخیر تمام حرف و عملشان برای حراست از جمهوریت و اسلامیت در کنار یکدیگر بوده است.
آقای رئیس‌جمهور تاکنون از خود پرسیده است که آیا خون افرادی که برای این نظام و انقلاب «سیلی‌ خورده‌اند» و به «زندان رژیم ستمشاهی» رفته‌اند «رنگین‌تر» است یا خون ملوانان انگلیسی و سفارش شدگان انگلیس که بلافاصله آزاد می‌شوند؟

آقای رئیس‌جمهور تاکنون از خود پرسیده است که آیا بهتر نیست به جای تلاش برای مدیریت مسائلی «جهانی شده» و به طور کلی مدیریت جهان اندکی به فکر مدیریت داخل کشور و اجرای عدالت و مهروزی‌ای که  ایشان شعارش آن را سر داده‌اند باشد و این شعارها را حداقل در مورد فعالان سیاسی بازداشت‌شده‌ای که روزهاست خانواده‌هایشان کوچکرین اطلاعی از آن‌ها در دست ندارند، اجرا کنند؟

آقای رئیس‌جمهور سئوال پایانی این است که آیا خون انگلیسی‌ها رنگین‌تر از فرزندان این انقلاب است یا سمبه آن‌ها پر زورتر؟

تاریخ انتشار: ١٠ تير ١٣٨٨
ساعت: ١٤:٤٠
کد خبر: ١٥١١


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در شنبه 1388/04/13 ساعت 10:17 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


آخرین اخبار

احتمال ممنوعیت ورود مقام‌های ایرانی به کشورهای اروپایی

اتحادیه اروپا در واکنش به سرکوب خشنوت‌بار معترضان توسط دولت ایران و همچنین دستگیری کارمندان سفارت بریتانیا در تهران، ممنوعیت صدور روادید برای کارمندان عالی‌رتبه دولت ایران را بررسی می‌کند.

 

ممنوعیت صدور روادید یکی از اقدامات پیشنهادی دیپلمات‌های بلندپایه کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. نمایندگان ۲۷ کشور اروپایی پنج‌شنبه ۱۱ تیرماه در مورد وضعیت ایران و نحوه برخورد با دولت این کشور به بحث و تبادل نظر پرداختند. سرکوب خشنونت‌بار معترضان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری توسط دولت ایران را و دستگیری کارمندان سفارت بریتانیا در این کشور، از مهمترین موضوعات نشست استکهلم بودند.

 

نمایندگان کشورهای عضو اتحادیه اروپا پیشنهاد‌های مختلفی برای تحریم سیاسی دولت ایران مطرح کردند. یکی از پیشنهادی مورد توافق، ممنوعیت صدور روادید برای برخی از کارمندان دولت ایران است. هدف از این اقدام جلوگیری از ورود کارمندان و افرادی است که به طور مشخص در سرکوب خشن تظاهرکنندگان، در تقلب انتخاباتی و ارعاب و دستگیری کارمندان سفارت بریتانیا دست داشته‌اند. 

 

خدشه به اعتبار بین‌المللی دولت ایران

 

تصمیم نهایی در این مورد هفته آینده گرفته خواهد شد. این تصمیم بدون توجه به تحولات سیاسی ایران اتخاد می‌شود. عدم صدور رواید و ممنوعیت ورود به کشورهای اروپایی پیش از این یکبار و در مورد جمهوری بلاروس اجرا شده است. در صورتی که این تحریم سیاسی اعمال شود، اتحادیه اروپا نخستین عضو جامعه بین‌الملل خواهد بود که غیر از محکوم کردن رویدادهای اخیر در ایران، یک گام پیش‌تر رفته است.

 

از سوی دیگر هر چند که عدم صدور ویزا و ممنوعیت ورود به وجهه‌ی دولت ایران صدمه سنگینی می‌زند اما بیشتر جنبه نمادین دارد، جزو خفیف‌ترین درجه تحریم‌های سیاسی به شمار می‌‌رود. از سوی دیگر این تحریم می‌تواند زمینه را برای تحریم‌های بعدی، از جمله مسدود کردن اموال دولت ایران در اتحادیه اروپا باشد.

 

پیشنهاد بریتانیا: فراخواندن تمامی سفیران از تهران

 

به گفته نمایندگان حاضر در نشست استکهلم، پیشنهاد بریتانیا برای فراخواندن سفرای تمامی ۲۲ کشور اتحادیه اروپا از تهران در پاسخ به دستگیری کارمندان سفارت بریتانیا در تهران، تا کنون شانس زیادی ندارد. بسیاری از کشورهای اروپایی معتقدند چنین اقدامی تنها به حادتر شدن روابط سیاسی خواهد انجامید و در مرحله نخست گام درستی نیست. در صورتی‌ که ایران از ورود مجدد سفیران اتحادیه اروپا به تهران جلوگیری کند شرایط تنها وخیم‌تر خواهد شد.

 

کارل بیلدت وزیر امور خارجه سوئد روز پنج‌شنبه در جمع خبرنگاران گفت: ما گام به گام پیش خواهیم رفت. به گفته وی ابتدا باید دید ایران در برابر فشار اتحادیه اروپا برای آزادی کارمندان زندانی سفارت بریتانیا چه واکنشی نشان خواهد داد.

 

احضار یکباره‌ی تمامی سفرای ایران

 

حزب لیبرال آزاد آلمان پیشنهاد کرده است تمامی سفرای اتحادیه اروپا در تهران یک‌باره نارضایتی خود را اعلام کنند. بر اساس این پیشنهاد که با موافقت چند تن از نمایندگان کشورهای عضو اتحادیه اروپا همراه شد، تمامی سفرای کشورهای اتحادیه اروپا در اقدامی هماهنگ و پشت سر هم نارضایتی کشورهای خود را رفتار دولت ایران، در تهران اعلام خواهند کرد.‎ پیشنهاد دیگر حزب لیبرال آزاد آلمان، احضار تمامی سفرای ایران در اتحادیه اروپا است. هر چند که پیش از این، چندین کشور عضو اتحادیه اروپا از جمله آلمان، چنین اقدامی را انجام داده‌اند، این پیشنهاد نیز  مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

تصمیم‌گیری در مورد ایران در حال حاضر، از این جهت پیچیده است که اتحادیه اروپا از یک سو خواستار توقف فوری خشنونت علیه معترضان است و از سوی دیگر تلاش می‌کند دولت ایران را تشویق به از سر گیری مذاکرات بر سر برنامه اتمی این کشور کند. رئیس‌جمهور آمریکا نیز از همین رو تا کنون محتاطانه عمل کرده است.

ویژه: خندق های ایران برای مقابله با تانک های آمریکایی!

خبرنامه گویا - روزنامه فرانسوی زبان فیگارو روز جمعه خبر داده که ایران شبکه ای از خندق های دوگانه ای را در مرزش با افغانستان احداث کرده است.

به نوشته این روزنامه دلیل رسما اعلام شده برای این کار مقابله با قاچاق مواد مخدر به داخل مرزهای این کشور است، اما نویسنده گزارش معتقد است با توجه به عرض این خندق ها که سه متر است و به طول ۱۸۰ کیلومتر حفر شده اند، هدف باید مقابله با تجاوز زمینی ارتش آمریکا از طرف افغانستان باشد.

یک کارشناس در تهران به فیگارو گفته است که "این خندق ها بدون تردید برای مقابله با تانک ها حفر شده اند. برای ممانعت از عبور جیپ های فور ویل درایو (۴x۴) چنین خندق هایی حفر نمی کنند".

با این حال به نوشته فیگارو در حال حاضر در مناطق مرزی با افغانستان تنها نیروهای انتظامی دیده می شوند که به رادار و سلاح های سبک مجهزند. اما پشت آنها، نیروهای سپاه پاسداران چندان از آنها دور نیستند.

از جمله شواهد دیگری که در گزارش روزنامه فیگارو به آن اشاره شده ایست های بازرسی متعددی است که هر دو کیلومتر در امتداد نوار مرزی تعبیه شده اند. بر همین اساس در ماه های اخیر نیروهای ارتش ایران و سپاه پاسداران از مناطق کردنشین هم مرز با عراق به نقاط مرزی با افغانستان منتقل شده اند. برخی ناظران در تهران این حرکت نیروهای نظامی ایران را دنباله روی از تغییر استراتژیک ارتش آمریکا برای تمرکز بر افغانستان تعبیر می کنند

منابع روزنامه فیگارو گفته اند در حالی که آمریکایی ها نیروهایشان را از عراق تخلیه می کنند و آنها را به افغانستان می برند، ایرانی ها هم نیروهایشان را به سمت مرزهایشان با افغانستان گسیل کرده اند، جایی که تحرکی در زمینه قاچاق مواد مخدر هم گزارش نشده است.

به نوشته این روزنامه فرانسوی، جنگ روانی بین ایران و آمریکا همچنان به روشنی جریان دارد.

آیت الله صانعی: هيچ فرمان و دستوری نمي تواند مجوّز و عذری برای تجاوز به حقوق مردم گردد

بسمه تعالی

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

ملت عزيز و شريف ايران اسلامي

در روزهای گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدی از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علی رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد دينی آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوری اسلامی همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادی از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدنی شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر می دهم که هيچ فرمان و دستوری نمي تواند مجوّز و عذری برای تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق فی معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

يوسف صانعی
12/4/1388
10رجب المرجب

حمايت ۷۸ دانشمند جهان از جنبش آزاديخواهی دانشگاهيان ايران، مصاحبه با پرفسور علی گرجی، مبتکر اين حرکت، دويچه وله

جمعی از دانشمندان جهان در رشته‌های پزشکی، حقوق و تاريخ با انتشار دادخواستی از مبارزات دانشگاهيان ايران پشتيبانی کرده و خواستار پايان خشونت در عرصه‌ی دانشگاه‌های ايران شده‌اند. مصاحبه با پرفسور علی گرجی، مبتکر اين حرکت.

پرفسور دکتر علی گرجی، متخصص دردشناسی و استاد رشته‌ی فيزيولوژی اعصاب در دانشگاه مونستر آلمان است. وی در گفت‌وگو با دويچه وله به پرسش‌هايی در زمينه‌ی تاثر جامعه‌ی دانشگاهی و دانشمندان جهان از وقايع خشونت‌بار در ايران، بخصوص در عرصه‌ی دانشگاه‌ها، پاسخ می‌گويد. از امضاکنندگان دادخواستی که به ابتکار او تنظيم شده، دانشمندان نام‌آور رشته‌ی پزشکی هستند، چون ژروم انگل، دانشمند رشته‌ی اپيلپسی، محسن مهاجر، دانشمند رشته‌ی دردشناسی و بتينا اشپک‌مان، دانشمند رشته‌ی مغز و اعصاب. تمامی ديگر امضاکنندگان دادخواست نيز از نامدارترين دانشمندان رشته‌های دانش جهان هستند.

دويچه‌وله: آقای پرفسور گرجی انگيزه‌ی شما برای تهيه‌ی يک دادخواست و جمع‌آوری امضا از دانشمندان جهان در حمايت از دانشجويان و استادان ايرانی چه بوده؟ چه چيز شما را بيش از همه برانگيخت که دست به عمل بزنيد؟

پرفسور گرجی: همان طور که می‌دانيد شايد اولين دانشگاه مدرن ايران حدود ۱۹۲۰ تاسيس شد و از آن زمان تا به حال دانشگاهها صدها بار مورد حمله‌ی نيروهای پليس يا نيروهای انتظامی به انحای مختلف قرار گرفتند. شايد اگر به حافظه‌ی تاريخی‌مان برگرديم، بزرگترين آنها سال ۱۹۳۲ بود که در آذرماه اين سال سه نفر کشته شدند. نمونه ديگر زمان انقلاب بود سال ۱۳۵۷، سپس حدود دهسال پيش بود که در ۱۸ تير به دانشجويان حمله کردند و اين آخرين نمونه که حدود دوازده روز پيش، اين حمله اتفاق افتاد.
بهرحال به نظر می‌رسد که اين کم کم در تاريخ مملکت ما به صورت يک روال درمی‌آيد که هرکسی به خودش اجازه بدهد به دانشگاه‌ها حمله بکند. دانشگاه يک محيط مقدس است، محيط علمی و محيط تحقيق، که برای رشد بشريت و پيشرفت انسان‌ها در آنجا فعاليت می‌شود. دانشگاه بايد مثل يک محيط مقدس، محيط مسجد يا محيط کليسا باشد. نه اين که هر کسی خواست به خودش اجازه بدهد که به آن حمله بکند. متاسفانه چه در زمان رژيم گذشته و چه در حال حاضر، بعد از اين حملات کمی سروصدا می‌شود و بعد اين مسئله به فراموشی سپرده می‌شود تا حمله‌ی بعدی.
همان طور که می‌دانيد حريم هر جايی را متولی‌اش نگه می‌دارد و متاسفانه از آنجايی که ما متولی‌ها، ما کسانی که در دانشگاه‌ها استاد هستيم، هيچ وقت نتوانستيم واکنش صحيح و دقيقی را از خودمان نشان بدهيم. همين مسئله باعث شده است که اين به صورت روال معمولی دربيايد و هيچ کس به آن توجه کافی نکند. بهرحال من تصميم گرفتم که اين دفعه يک واکنش بين‌المللی را نسبت به اين حرکات شروع بکنيم و به آن کسانی که اين کار را می‌کنند بفهمانيم که کار بسيار زشت و بدی را می‌کنند. نه تنها از ديد خود مردم ايران، بلکه از ديد کل دنيا. انشااله اين حرکت را ادامه خواهيم داد تا اين که به توقف اين حملات و توقف اين ديد که می‌شود اصلا به يک دانشگاه حمله کرد، برسيم.

دويچه‌وله: می‌توانيد برای ما راجع به دامنه‌ی استقبال از اين دادخواست بگوييد؟ دانشمندان چه کشورهايی اين دادخواست را امضا کردند؟
پرفسور گرجی:
اين دادخواست را ما برای کشورهای مختلفی فرستاديم و دامنه و پاسخ آن بسيار جالب بود. ما از کليه‌ی کشورهای اروپايی تقريبا از آلمان، دانمارک، انگليس، جمهوری چک، سوئد، ايتاليا و از هلند همين طور افرادی را داشتيم که آن را امضاء کردند. پرفسورها و استادان بسيار بسيار معتبر و شناخته‌شده در سطح جهان اين دادخواست را امضاء کردند. از آمريکا همين طور، از ايالتهای مختلف و از دانشگاههای مختلف، از دانشگاه نيويورک بگيريد تا هاروارد و از کانادا داشتيم برای نومنه از مونترال، از آمريکای جنوبی، از برزيل و از شيلی. همان طور که می‌بينيد تقريبا از تمام نقاط مختلف دنيا و از تمام مراکز معتبر يعنی از دانشگاههای درجه يک دنيا و از اساتيد بسيار معتبر جهان اين دادخواست را امضاء کردند و پشتيبانی‌شان را از دانشجويان و اساتيد ايران اعلام کردند.

دويچه‌وله: و بيشتر در رشته‌های؟
پرفسور گرجی:
از تمام رشته‌ها، ولی به طبع من خودم چون پزشک هستم، بيشتر در رشته‌های پزشکی بودند. ولی ما از گروه تاريخ، گروه حقوق هم داشتيم کسانی که امضاء کردند. ولی بيشتر افرادی بودند که در رشته‌ی پزشکی جراح مغز و اعصاب بودند يا متخصص قلب.

دويچه‌وله: امروز که اين دادخواست دارد انتشار پيدا می‌کند، من ديدم حدود هفتاد و هشت نفر يا هفتاد و نه نفر از دانشمندان غرب آن را امضاء کردند. در مورد دانشمندان غرب اغلب اين طور گمان می‌رود که کاری به کار سياست ندارند و مشغول آزمايش‌ها و تحقيقات‌شان هستند. ولی اين امضاء ها نشان می‌دهد که اين داوری درست نيست!
پرفسور گرجی:
نه قطعا اين طور هست. من خودم يک محقق علوم اعصاب هستم. من روزی دوازده يا فرضا چهارده پانزده ساعت کار می‌کنم تا بيماری را که به عنوان مثال سردرد دارد، اين دردش را تخفيف يا تسکين بدهيم. از آن طرف شما می‌بينيد که انسانهايی که سالم هستند مورد حمله قرار می‌گيرند، کشته می‌شوند يا به شدت مجروح می‌شوند و تمام اين دانشمندانی که در سطح دنيا به فعاليت علمی و تحقيقی مشغولند‌، هدفشان انسان‌ها هست. به طبع نمی‌شود در مقابل اين قضايا خيلی بی‌تفاوت بود. دانشمندانی که اين دادخواست را امضاء کردند، بعضا در زمان حمله‌ی اسراييل به غزه هم واکنش نشان دادند.
اين مسئله را بايد آن کسانی که در ايران مسئول هستند، به‌عنوان مسئله‌ای سياسی در نظر نگيرند. اين يک مسئله‌ی انسانی‌ست. بخصوص وقتی اين اتفاقات در دانشگاهها می‌افتد، اين خطر برای جامعه خيلی زياد خواهد بود. چون وقتی محيط دانشگاه‌ها امن نبود، محيط کل جامعه هم امن نيست و اين را تمام کسانی که اين دادخواست را امضاء کردند و بسياری افراد ديگر می‌دانند. من اين دادخواست را در حتا وب سايت هم نگذاشتم و امضاء کنندگان فقط افرادی هستند که در اطراف می‌شناختيم و ازشان درخواست کرديم. يعنی اين يک اعتراض سمبوليک است از کل دنيا. همان طور که می‌بينيد ما از هر کشوری از سه چهار نفر از متخصصان درخواست کرديم و اغلب هم با علاقه اين را امضاء کرده‌اند. به همين خاطر ديد جهانی نسبت به اين قضيه بسيار بد است و ما اميدواريم کسانی که می‌توانند اين قضيه را پيگيری کنند، به سرانجام نهايی برسانند و عدالتی را برقرار بکنند، اين را متوجه بشوند.

دويچه‌وله: آيا تا چه حد اين دانشمندان و همکاران شما به طور شخصی و خصوصی با دانشگاهی‌ها در ايران ابراز احساسات کردند، ابراز همبستگی کردند؟
پرفسور گرجی:
خيلی از آن‌ها به من تلفن زدند يا ايميل زدند. اين خيلی جالب بايد باشد، خيلی از اينها کسانی هستند که با من به ايران سفر کردند در کنگره‌هايی که تشکيل شده در سال‌های گذشته، يا حتا بعضی‌هاشان قرار بود که در ماه سپتامبر همه‌ی ما با پنج شش تن از دانشمندان آمريکايی و آلمانی و انگليسی برای آموزش پزشکان در جهت درمان بيماری تشنج به ايران برويم. بعضی از آن‌ها در آخر فروردين با من در ايران بودند برای آموزش دانشجويان، برای درمان سردرد و آموزش پزشکان. يعنی اينها افرادی هستند که به شکلی با ايران در ارتباط هستند. آن‌ها خيلی نگران بودند و از من می‌پرسيدند، حتا آن کسانی که قبلا ايران بودند می‌پرسيدند که آيا از آن دوستان پزشکی که ما ديديم و آن دانشجوها اتفاقی برايشان افتاده يا نه؟ بهرحال می‌گويم اين نگرانی و اين مسئله چيزی‌ست که من تقريبا هرکدام از همکاران خودم را که می‌بينم از من می‌پرسند از ايران چه خبر؟ يعنی اين واکنش، اين کاری که در ايران اتفاق افتاد، نه تنها باعث شوک مردم ايران شد، بلکه بايد بگويم که باعث شوک حداقل جامعه‌‌علمی در خارج از کشور هم شده است.

دويچه‌وله: در مجله‌ی انگليسی‌زبان هفتگی «نيچر» هم که يک مجله تخصصی علمی است، می‌بينيم که به فاصله‌ی يک هفته دو گزارش درباره‌ی وضعيت ايران و بخصوص فضای اختناق دانشگاه‌های آن چاپ شده است. می‌توانيم نتيجه بگيريم، همان طور که شما هم الان گفتيد، موضوع ايران و ازجمله فشار بر دانشگاه‌های آن مورد توجه طيف وسيعی از علاقمندان به علم و دانش است!
پرفسور گرجی:
بله، دقيقا. مقالاتی که در «نيچر» چاپ شده است، البته درست است که ما با آن‌ها برای چاپ اين مقالات همکاری کرديم، اما بهرحال همه علاقه‌ی آن‌ها و هم آگاهی آن‌ها از مسايل ايران را نشان می‌دهد. «نيچر» به اصطلاح يک مجله کاملا علمی است. البته خب سياست هم يک نوع علم است، ولی اين علم غيرسياسی را در آن چاپ می‌کنند و آن کسانی که «نيچر» را می‌شناسند، می‌دانند که هدف ازاين مقالات مجددا تذکر به مسئولين و جامعه علمی ايران است که محافظت از حريم دانشگاه‌ها يکی از مهم‌ترين اصول يک جامعه‌علمی است. بخصوص يک جامعه علمی که بخواهد در جامعه‌بين‌المللی خودش را مطرح بکند، توجه نکردن به آن قطعا با واکنش بين‌المللی مواجه می‌شود. در اين مقالات عنوان شده است که هيچ گروه، هيچ دولت خارجی نياز به دخالت در ايران ندارد و مردم ايران آنقدر آگاه و هوشيار هستند که خودشان راه خودشان را انتخاب بکنند. و بهرحال يکی از ارگانهايی که اين حرکات را در ايران می‌تواند هدايت بکند، هم از طريق قانونی و هم از طريق عاقلانه، دانشگاه‌ها هستند و عدم توجه به حريم دانشگاه قطعا باعث هرج و مرج و مشکلات بعدی در جامعه خواهد شد.

مصاحبه‌گر: کيواندخت قهاری
تحريريه: شهرام احدی

اطلاعيه مطبوعاتی شماره ۲ در باره گردهمايی بزرگ ايرانيان در بروکسل

من اگر ما نشوم تنهايم. تو اگر ما نشوی، خويشتنی

گردهمايی ايرانيان در بروکسل، پايتخت اروپا

هموطن عزيز!
کشور ما ايران به فرزندان خود در همه نقاط جهان نياز دارد تا بلکه از اين طريق بتواند صدای حق طلبانه ای را که از اين سرزمين برخاسته است، در سراسرجهان پژواک دهد. روز شنبه چهارم ژوئيه، ساعت چهار بعد از ظهر در مقابل شورای اروپا، به صورت مشترک صداها، خواستها و دل ها را يکدست ومتحد کرده و برای حقوق پايمال شده مردم کشورمان گرد آييم و نگذاريم که آب خوش از گلوی کودتاچيان فرو رود، نگذاريم که سرزمين ما همچون خوشه انگوری در زير پای غارتگران و چکمه نظاميان له شود، نگذاريم که جنگ طلبان و خشونت طلبان کودتای مهندسی شده خود را به سامان برسانند.

در چند هفته گذشته همدلی و همبستگی ايجاد شده در ميان ايرانيان دستاورد ارجمندی است که بايد با تمام توان پاسداری اش کرد. من اگر ما نشوم، تنهايم. تو اگر ما نشوی، خويشتنی. در گريز از فرهنگ تک صدايی و تک رنگی، در هم آميزی رنگ هاست که زيبايی رنگين کمان را می آفريند و هم نوايی سازهای گوناگون است که سمفونی دلنواز پديد می آورد. می کوشيم چند گانگی سخن را در يگانگی گام ها، تجلی بخشيم و فرياد هموطنانمان در داخل کشور را پژواکی نيرومند تر دهيم که: "ما همه با هم هستيم!"
در گردهمايی فردا چهار ژوئيه شخصيت های سياسی، اجتماعی و هنری بلژيکی و ايرانی همبستگی خود را با مردم ايران اعلام خواهند کرد. در زير مشخصات ميهمانان شرکت کننده را مشاهده می کنيد:

 بهرخ بابايی، هنرمند تئاتر و خواننده، آلمان
 رضا دقتی، عکاس و دارای جايزه«لژيون دونور» از رئيس جمهور فرانسه و بنيانگذار دانشکده سينمای زنان در افعانستان، فرانسه
 ايزابل دوران نماينده و معاون پارلمان اروپا و از رهبران حزب سبزهای بلژيک
 نسيم خاکسار، نويسنده، هلند
 بارتس ستاس، نماينده پارلمان اروپا – حزب سبز هلندی زبان ( گرون)، بلژيک
 گروه شنبه زاده، موسيقی فولکلوريک جنوب ايران ( بندری)، فرانسه
 رضا علامه زاده، کارگردان سينما، هلند
 پرويز قليچ خانی، کاپيتان سابق تيم ملی فوتبال ايران و سر دبير مجله آرش، فرانسه
 استفان گالون ـ مسئول دپارتمان بين المللی بزرگترين سنديکای کارگری « اف. ج. ت. ب. »، بلژيک
 ونسان لورکن، وکيل خانواده های قربانيان رژيم جمهوری اسلامی ايران در سی سال گذشته، بلژيک
 محسن مخملباف، کارگردان سينما، فرانسه
 پاتريک موريو نماينده پارلمان و شهردار از حزب سوسياليست فرانسه زبان، بلژيک
 شاهين نجفی، خواننده معروف رپ، آلمان
 آرنو وان پرات، رئيس سازمان سراسری دانشجويان ليبرال ، بلژيک
 دومينيک ويرتس، از کادر رهبری حزب « ث. د. هاش» (مرکز دموکراتهای اومانيست) ، بلژيک

ايرانيان ساکن بلژيک

شماره های تماس برای کسب اطلاعات بيشتر

احمدی نژاد قانون تجديد نظر در روابط اقتصادی با کشورهای حامی تروريسم را ابلاغ کرد، ايرنا

رئيس مجلس در تاريخ ۲۷ خرداد در نامه‌ای، به رئيس‌جمهور، اين قانون را برای اجرا به دولت ارسال کرد و دکتر احمدی‌نژاد نيز آنرا به وزارت خارجه ابلاغ کرد.

به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اطلاع رسانی دولت، متن ماده واحده اين قانون بدين شرح است: دولت موظف است در روابط تجاری و اقتصادی با کشورهايی که به ‌تشخيص دولت، از تروريسم حمايت می‌کنند در جهت محدودکردن اين روابط تجديدنظر کند.

قانون الزام دولت به تجديدنظر در روابط تجاری و اقتصادی با کشورهای حامی تروريسم که با عنوان طرح به مجلس شورای اسلامی تقديم شده بود، در جلسه علنی مورخ پنجم خرداد به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده و سپس در تاريخ ۲۰ خردادماه توسط شورای نگهبان تائيد شد.
علی لاريجانی رئيس مجلس نيز در تاريخ ۲۷ خرداد در نامه‌ای، به رئيس‌جمهور، اين مصوبه را برای اجرا، ارسال کرد و احمدی‌نژاد نيز آنرا به وزارت خارجه ابلاغ کرد.

دو دانشجوی ديگر دانشگاه صنعتی بابل بازداشت شدند، اميرکبير

خبرنامه اميرکبير: ماموران امنيتی شامگاه سه شنبه نهم تير با هجوم به منزل علی تقی پور دبير فنی سابق دانشگاه مازندران وی را بازداشت کردند. در روز دهم تيرماه نيز، زمانی که سه دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل از دانشگاه به سمت خوابگاه می رفتند نيروهای لباس شخصی با سه دستگاه اتومبيل به دانشجويان يورش برده و نيما نحوی را بازداشت کردند. دو دانشجوی ديگر نيز توانستند بگريزند.

پس از اعلام نتايج انتخابات، همزمان با موج اعتراضات خودجوش مردمی در تهران و ديگر شهرهای بزرگ کشور، اعتراضات دانشجويی-مردمی در دانشگاه صنعتی بابل نيز آغاز شد و به مدت ۵ روز در اطراف اين دانشگاه ادامه پيدا کرد که متاسفانه در تظاهرات بزرگ ۲۵ خرداد در اين شهر، دو يا سه نفر از جمله يک دختر جوان توسط نيروهای گارد و لباس شخصی به شهادت رسيدند.

دانشجويان امتحانات روز ۲۵ خرداد را لغو کردند و امتحانات روزهای ۲۶ و ۲۷ خرداد توسط دانشگاه بصورت اختياری برگزار شد. در بعد از ظهر روزهای ۲۳، ۲۴ و ۲۵ خرداد دانشگاه صنعتی بابل در محاصره ی کامل نيروی انتظامی، گارد ويژه و لباس شخصی های موتور سوار موسوم به انصار حزب الله قرار گرفت تا مانع از پيوستن مردم به دانشجويان شوند. همچنين خوابگاه اين دانشگاه نيز از غروب ۲۵ خرداد تا صبح ۲۶ خرداد در محاصره ی کامل انصار حزب الله قرار گرفت اما حمله ای از سوی آنان به خوابگاه صورت نگرفت.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، از زمان آغاز اعتراضات دست کم ۱۳ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل بازداشت شدند که ۶ نفر از آنها به تدريج آزاد شدند. اين ۶ نفر عبارتند از: محمد علمی، مرتضی نائب يزدی، مرتضی سميع خواه، فرشيدستاری فر، حسين بابايی و علی صمدی.

اما ۷ دانشجوی ديگر اين دانشگاه که به تدريج از روز ۲۸ خرداد توسط نيروهای امنيتی ربوده شدند، همچنان در زندان بابل تحت فشار نيروهای امنيتی قرار دارند. اين ۷ دانشجو عبارتند از: ايمان صديقی، محسن برزگر، حسام الدين باقری، سياوش سليمی نژاد، حميدزضا جهان تيغ، علی تقی پور و نيما نحوی.

همچنين ضياالدين نبوی دانشجوی محروم از تحصيل اين دانشگاه و نيز دبير شورای دفاع از حق تحصيل نيز، در ميان بازداشت شدگان است. وی و نيز چند دانشجوی ديگر محروم از تحصيل و اعضای شورای دفاع از حق تحصيل، مانند پيمان عارف، عليرضا خوشبخت زهرا توحيدی، هم چنان در بازداشت بسر می برند و از وضعيت آنان نيز کماکان اطلاعی در دست نمی باشد.

درخواست مکرر نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد برای حذف مطالب و تغيير صفحات روزنامه اعتماد ملی، سحام نيوز

برای چندمين بار در ماه گذشته نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد در چاپخانه اعتماد ملی حاضر شدند

سحام نيوز : برای دومين شب پياپی نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد با حضور در چاپحانه روزنانه اعتمادملی خواستار تغيير صفحات روزنامه شدند .به گزارش سحام نيوز نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد ساعتی پيش با حضور در چاپخانه روزنامه اعتمادملی خواستار حذف مصاحبه مديرمسول روزنامه اعتمادملی درباره علل عدم انتشار روزنامه در روز چهارشنبه و مطلب عطاالله مهاجرانی که تحليلی درباره انتخابات دهم بود شدند .
آنها اعلام کردند که اين مطالب بايد حذف گردد و مطالب ديگری جايگزين آنها شود .
در اين راستا مدير مسول روزنامه اعتمادملی به نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد اعلام کرد که به مانند هميشه آنها می توانند هر گونه مطلبی که در صفحات مورد تاييدشان هست به جای مطالبی که خواستار حذف آن هستند قرار دهند . گفتنی است اين اقدام نمايندگان دادستانی و وزارت ارشاد که طی ماه گذشته به صورت مکرر تکرار شده است موجب تاخير در چاپ روزنامه و ارسال آن به استان ها می گردد .

۰۴۷۷.۷۴۴.۷۱۴ يا ۰۴۷۵.۷۱۶.۹۲۵


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در شنبه 1388/04/13 ساعت 10:0 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


در باره عرفان و درباره سیاست

درباره عرفان

  • عرفان قطع از وصول به  لذت دنیا و اصل قرار دادن وصول به حقیقت است.
  • عرفان معرفت نیست که طریقتی وجودی و بیان ناپذیر است وهدف آن حصول حالتی وجودی است. حالت عرفانی حالتی حضوری است.
  • عرفان نظری تنها تعبیری از تعابیر حالت عرفانی بوده نمی تواند سنگ بنای غیر عرفان گردد. زیرا آن بیان به طریق مشابهت است و نه به بیان مفاهمت.
  • اختصاص جایگاهی رفیع به عرفان در حیات اجتماعی غیر پاسخگو کردن و غیر شفاف سازی عرصه اجتماعی است.
  • در عرفان عقل به کنار نهاده می شود در غیر خصمانه ترین تقریر به علت عدم تناسب عقل در عرفان ورزی به کنار گذاشته می شود. حال آنکه عقل ابزار اصلی حیات انسانی بوده و مناسبات دوران مدرن بر حول و با ابتناء به آن سامان یافته است.
  • عرفان عرصه همدلی است. عارف واقعی جهان را عرصه تجلی حق می یابد. مدارا گرا است و خشونت ورز نیست. از مردن پرنده ای دلگیر می شود. به دنبال تسهیل امور خلق است. اساسا آدمی است طرفدار دموکراسی و آزادی وعدالت اما همین عارف واقعی با عرفان در کار جهان مدد نمی جوید بل باید با عقل خویش به گشودن قفل های غیر انسانی جهان بهره گیرد.

درباره سیاست

  • سیاست عرصه ای از حیات بشری است که قدرت حکومت در آن تعیین می شود.
  • سیاست دارای تاریخی است و همگان در آن جایگاه و نقشی داشته اند. امروزه عقل مدرن به تدبیر آن پرداخته و انسانها با تعریف ِ خاص زمان ما نقشی حداکثری در آن ایفا می کنند. اگر زمانی فردی رعیت بوده و خونش بی ارزش امروز شهروند است و فی نفس غایت. این تاریخ است که شکل های متفاوتی  به سیاست داده است.
  • سیاست حوزه ای همه فهم است. ادعا نمی توان کرد که باید یک مراحل وجودی خاصی با کمک مرادی طی شود تا فردی وارد عرصه سیاسی شود . فرد در عرصه سیاسی بالفعل هست. پاک و نا پاک، شهوتران و متقی با رعایت یکسری اصول مندرج در قانون اساسی و پاسخگویی به مردم و عدم امکان به هم زدن سامان سیاسی می توانند وارد قدرت شوند و امور اجتماعی را تدبیر نمایند.
  • صالح با ناصالح هر دو یک نقش در سیاست دارند. آنچه اساسی است حال درونی آنها نیست که ملاک وضع حقوقی و متابعت از ساختار دموکراتیک و قانون می باشد.

در باره سیاست و در باره عرفان

  • عرفان و سیاست دو مقوله جداگانه هستند. موضوع عرفان آنقدر عرفانی است که حتی نمی توان گفت موضوع دارد یا ندراد. عرفان حالتی از وجود است. عرفان بیشتر از مقوله معقول اولیه است. آنچه خود را تحت عرفان شرح و بسط می دهد عرفان نظری است. سیاست عرصه ای عینی و همگانی است. عقل می تواند آن را بشناسد و آن را تدبیر نماید. مراد از عقل هم عقل ابزاری و این جهانی و انسانی است و نه عقلی ملکوتی و قدسی و قلبی.
  • از طریق تقدم اصلاح فرد بر جامعه می توان نقب هایی به سیاست زد که بود و نبود آن نقب ها غیر چندان بنیادین نیست. در بحث اصلاح طی مراحل تاریخی و ساخت نهاد هایی عینی چون حزب و حکومت قانون بیشتر می تواند به درد ِ سیاست بخورد تا غور و خلسه های عرفانی. می توان افرادی متعالی چون حضرت علی (ع) را به عنوان مردان عرفان و سیاست نام برد غافل از اینکه این تنها یک تقارن است که چیزی را ثابت نمی کند و در عوض افرادی بسی بیشتر را می توان یاد کرد  که هم برای بشر مثمر ثمرات سیاسی فراوان بوده اند و هم غیر عارف بوده اند.

 


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در جمعه 1388/04/12 ساعت 12:24 موضوع انتقادات و تحلیلات | لینک ثابت


آقای حداد عادل! راه عدالت از مدرسه ‌فرهنگ شما می‌گذرد یا از سلول‌ انفرادی اوین؟

(برای محمدرضا جلایی پور)
فاطمه شمس
به نقل از سایت موج
 
زمستان بود. عصر یک روز شنبه تعطیل، کانون توحید لندن. تقریبا چهار ردیف جلوتر از جایی که من نشسته بودم، می‌شد نیم‌رختان را دید و شناخت. فرصتی دست نداده بود که پیش از این، رئیس مدارس فرهنگ ایران، جایی که چهارسال از عمرم را در یکی از شعب آن سپری کرده بودم را از نزدیک ببینم. آن روز دیدم.

بر حسب یک عادت دیرین، محمدرضا برای قرائت قرآن روی سن رفت. همیشه وقتی هیچ‌کس حاضر به تلاوت قرآن نمی‌شد، او این کار را می‌کرد. قرآن می‌خواند و می‌رفت پی کارش. آن روز وقتی بسم‌الله را گفت، نگاهم را از صورت معصوم او گرفتم وبی‌هوا به نیم‌رخ شما خیره شدم. ناباورانه نگاهتان را به او دوخته بودید. گویی هضم دیدن و شنیدن او هم‌زمان برایتان کمی دشوار بود. او خواند: «اذا زلزلت‌الارض زلزالها»... می‌دانستم که او را خوب می‌شناسید، اما فکر نمی‌کردم از دیدنش تا این حد بهت‌زده شوید. سکوت حکم‌فرما بود. او ادامه داد: «واخرجت‌الارض‌اثقالها»... راستی همسرتان هم آمده بود! شنیده بودم رابطه عاطفی و قلبی عمیقی بینتان برقرار است و دوست دارید در همه سفرها باهم باشید، احساس خوبی بود. ما هم همین‌قدر عاشق همیم. فقط شاید کمی بیشتر!

او همچنان با صوت بی‌نظیرش می‌خواند، « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»... همیشه وقتی قرآن می‌خواند، بغض امانم را می‌برید. درقرآن خواندن، سبک خاص خودش را داشت. اصرار داشت معنا و صوت با هم همراه باشند. گاهی گویی ادامه دادن و تاکید بر بعضی آیات تحمل خودش را هم طاق می‌کرد و نرمه اشکی از کناره چشمانش روانه می‌شد. مثل بچه‌ها زود با دستش پاک می‌کرد که کسی نبیند. به آخرین آیه سوره زلزال که می‌رسید هم همیشه قصه همین بود: «ومن یعمل مثقال ذره شرا یره»... صدق‌الله‌العلی‌العظیم. سوره بسیار سنگینیست! حس ترس و خشوع را با هم دارد. ترس را بیشتر.

قرآن را بست و بوسید و پایین آمد. داشت از کنارتان عبور می‌کرد که برخواستید. دیده‌بوسی گرمی با او کردید. دستش را در دستانتان فشردید. اگر کسی نمی‌دانست گمان می‌کرد دوستی دیرینه‌ای میان شما دو نفر بوده است. او انگار هنوز در خلسه آیات بود. به زور لبخندی زد. نیم‌رختان پیدا بود. زبان بدنتان با دستپاچگی حرف می‌زد. در عرض همان ۱۰ ثانیه گویی می‌خواستید بر خاطره‌ای تلخ سرپوش بگذارید. زیرلب به او گفتید: قرآن زیبایی خواندی. احسنت! بعد گفتید: دیدی در مدرسه‌مان راهت ندادیم خیلی هم برایت بد نشد؟ او می‌خندید. حس کردم به اجزای صورتش فشار می‌آید. وقتی موذب می‌شد نگاهش را می‌دزدید و خنده‌ در صورتش کش می‌آمد. چیزی نگفت. ادامه دادید: رفتی رتبه اول کنکور شدی و حالا هم که اینجایی. خنده‌اش بیشتر کش آمد. وقتی فهمیدید در آکسفورد دانشجوی دکتری‌ست، خنده در صورت شما هم کشدار شد. گفتید موفق باشی جوان و رفتید روی سن برای سخنرانی.

نمی‌دانم احساستان در آن لحظه چه بود؟ خجالت؟ عذاب وجدان؟ غرور؟ یا اصلا هیچ‌کدام! می‌دانید؟ یک لحظه‌هایی در زندگی هست که دست و پای آدم لخت می‌شود. ترجیح می‌دهد کاش می‌شد زمان را به عقب برگرداند و یک چیزهایی را جبران کرد. گاهی آدم در لحظه یخ می‌زند. شاید به خاطر اینکه انتظار دیدن بعضی‌ آدم‌ها یا شنیدن بعضی صداها و یا هر دوی آن‌ها با هم را ندارد! من شاید اگر به جای شما بودم، بیشتر چنین حالتی را تجربه می‌کردم.

داستان این ماجرا برمی‌گشت به سال‌های دبیرستان. آن سال‌ها من دانش‌آموز دبیرستان فرهنگ مشهد بودم. به یاد دارم بعدها که برای المپیاد راهی تهران شده بودم، شرح داستان عدم ثبت‌نام محمدرضا جلایی‌پور در مدرسه شما میان بچه‌های دوره پیچیده بود. آن روزها البته روزهای متفاوتی بود. پدر محمدرضا در بند بود. داشت پاداش بیست‌ سال فداکاری‌اش برای انقلاب را از دست حضرات در اوین می‌گرفت. علی‌رغم اینکه نمرات محمدرضا عالی بود از پذیرشش در مدرسه فرهنگ به دستور شما جلوگیری کرده بودند. چرا؟ دلیلش ساده است. چون فامیل‌اش جلایی‌پور بود! البته فامیلی‌های معروف دیگری هم آن روزها در مدرسه‌تان مشغول به تحصیل بودند، از جمله صفار هرندی! قبول دارم، قاعدتا تفاوت ره میان این دو اسم در نظرتان سر به فلک می‌گذارد. بگذریم! بعدها که همسرش شدم برایم تعریف کرد که گذراندن سال آخر پیش‌دانشگاهی در این یا آن مدرسه برایش چندان تفاوتی نمی‌کرد. در مدرسه فتح اسم‌نویسی کرد و در کنکور سراسری سال بعد رتبه اول کنکور در رشته علوم انسانی شد. گرچه برای او توفیری نداشت کجا باشد اما فکر کنم پایان این قصه برای مدرسه شما سنگین تمام شد.

آن روزها گذشته است جناب حداد عادل! قصه کانون توحید و نگاه بهت‌زده شما و آن گفتگوی چند ثانیه‌ای هم گذشته است. حالا محمدرضای مرا در سلول انفرادی همان سیستمی که به قول شما محک عدالتش ا شمشیر دولبه علی(ع) است، گرفتار حبس شده. راستش را بخواهید، این دست اتفاقات کمی تلفظ نامتان را برایم دشوار کرده است! بالاخره هرچه باشد شما خود را از پاسبانان فرهنگ آن مرز و بوم می‌دانید. درهای مدرسه فرهنگتان به رویش بسته شد و درهای زندان را به رویش گشودند. مبارکتان باد این عدالت بی‌نظیر علوی! این است مصداق عدالت؟ نمی‌دانم شاید در فرهنگستان شما ذیل واژه عدالت تعریف دیگری نگاشته‌اند!

از این هم بگذریم ...

دنیا خیلی کوچک است آقای حداد عادل! به کوچکی همان اتفاقی که در کانون توحید لندن افتاد. به کوچکی همان گفتگوی چند ثانیه‌ای و شاید به کوتاهی همان حس که از دیدن و شنیدن او و عمل خودتان داشتید. ممکن است سالها بعد، جای دیگری باز هم دنیا همین‌قدر بر من وشما تنگ و کوچک شود. اگر دنیا هم نشد، آخرتی هست. آن روز قطعا از شما معنای جدید عدالت را خواهم پرسید.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در جمعه 1388/04/12 ساعت 12:18 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


برای ندا

به نقل از وبلاگ عبور از راه بی نقشه

هزار و چهارصد سال پیش، علی بن ابی طالب پس از شنیدن خبر درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی فرمود: "اگر مسلمانی با شنیدن این خبر از غصه بمیرد، سزاوار است و بر او ملامتی نیست".

هفته ی گذشته، حضرت آیت الله احمد خاتمی امام جمعه ی حکومت عدل اسلامی در نماز جمعه درباره ی قتل یکی از هموطنان این فرمایشات را کردند: "در اغتشاشات اخير، يك خانم كشته شد، اوباما برايش اشك تمساح ريخت و غرب معركه گرفت. هر عاقلي كه فيلمش را ببيند متوجه مي‌شود كار خود اغتشاش‌گران است. به‌گونه‌اي كه از جايي كه ماشين اين خانم هم پارك شده است عكس گرفته‌اند. اين خانم در كوچه خلوت بوده است. در كوچه خلوت كه نمي‌كشند، دستگير مي‌كنند. معلوم است كه اگر كار نظام بود، در خيابان برخورد مي‌كرد. اغتشاشگران برنامه‌ريزي كرده بودند كه بعدا بهره‌برداري كنند".

برخی از دشمنان که حدس می زنم منافق بوده اند، خواستند از آن فرمایش امام علی برای بدنام کردن نظام استفاده کنند اما توجه نداشتند که امام علی آن جمله را درباره ی درآوردن خلال از پا فرموده بودند، نه قتل. قتل که دیگر این همه ناراحتی ندارد.

و اما چند سؤال بی ربط از مظهر مستطاب امام جمعه ی عادل باتقوا:

۱. برخی (که حتماً مغرض و کج فهمند) می گویند معنای سخن شما این است که نظام مردم را در کوچه دستگیر می کند و در خیابان می کشد. اگر سخن شما معنای دیگری می دهد لطفاً از اشتباه درشان بیاورید.

۲. بقیه ی کسانی هم که کشته شده اند، در کوچه ی خلوت بوده اند؟ پس چرا اغتشاشگران از آنها فیلم نگرفته اند؟ فقط از این یکی می خواستند بهره برداری کنند؟ بقیه را الکی کشته اند؟

۳. اگر ممکن است فرق دقیق کوچه و خیابان، و فرق دقیق خلوت و شلوغ را جهت تنویر افکار عمومی و به منظور جلوگیری از سوءاستفاده ی معاندان نظام توضیح دهید و منتشر بفرمایید.

۴. ما وقتی این فیلم را دیدیم، متوجه نشدیم که کار اغتشاشگران است. از آنجا که فرمودید هر عاقلی متوجه می شود، خواهشمند است راهنمایی بفرمایید که چه کنیم تا ما هم مثل شما عاقل بشویم؟

5. اگر این دفعه اغتشاشگران در خیابان کسی را بکشند شما باز هم در نماز جمعه اعتراض خواهید فرمود یا آن اشکالی ندارد؟

6. با توجه به این که در همین سخنرانی فرمودید معترضین، باغی و محارب هستند و حکم باغی و محارب هم مرگ است، این سؤال پیش می آید: اغتشاشگرانی که آن خانم را کشتند، چه بهره برداری از این کار می خواستند بکنند؟ آیا می خواستند به دروغ بگویند که نظام، معترضان و مخالفان خود را سزاوار مرگ می داند؟ ببین بی شرفها چه دروغها که به نظام نسبت نمی دهند!

چند سؤال هم از رییس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران، حامی مستضعفین، خصم مستکبرین، افشاگر مفسدین، چشم و چراغ اسلام و مسلمین، دکتر احمدی نژاد داشتم. بسیار کار خوبی کردید که ده روز پس از مرگ این خانم، به قوه ی قضاییه دستور پی گیری دادید. اما خواهشمند است برای بستن دهان یاوه گویان و بدخواهان به این سؤالات نیز پاسخ مقتضی مرحمت بفرمایید:

۱. یک هموطن توسط اغتشاشگران و دشمنان اسلام کشته شده، آدم ده روز بعد عکس العمل نشان می دهد؟ چطور وقتی هنوز شورای نگهبان صحت انتخابات را تأیید نکرده بود، با عجله برای خود جشن گرفتید؟ ولی این ده روز طول کشید؟ نمی گویید دشمنان در کمین نشسته اند و ممکن است شبهه درست کنند؟

۲. قوه ی قضاییه برای پیگیری حقوق مردم و جستجوی قاتل شهروندان، به دستور شما نیاز داشته؟ یا این که این نامه ی جنابعالی، خدای ناکرده جهت رفع اتهام از خود بوده؟

۳. آمار رسمی از کشته شدن هفده نفر و آمار غیر رسمی از کشته شدن بیش از پنجاه نفر در ناآرامی های اخیر حکایت دارد. برای بقیه ی کشته شدگان نامه مرقوم نمی فرمایید؟ یا این که آنها داخل آدم نبودند؟

۴. هزاران نفر از شهروندان در روزهای اخیر مورد اصابت باتوم و کابل افرادی که لباس یگانهای ویژه و ًمأموران نظامی بر تن داشتند (ولی همه ی مردم می دانند که اغتشاشگر و منافق بوده اند و قصدشان لابد بدنام کردن نظام بوده)، قرار گرفته اند. بسیاری از این شهروندان به شدت مجروح شده اند. حتماً آدم باید بمیرد؟ برای آنها دستور رسیدگی صادر نمی فرمایید؟

۵. یک نامه هم با دست مبارک برای صداوسیما مرقوم بفرمایید و بپرسید در چند روز اول پس از کشته شدن این خانم، که رسانه های تمام دنیا عکسش را نشان دادند و درباره اش مطلبها نوشتند و هنرمندان برایش شعرها سرودند و آهنگها خواندند و نقاشی ها کشیدند و ... چرا صداوسیما هیچ خبری از او منتشر نکرده بود و در عوض تصویر شیشه های شکسته و اتوبوسهای سوخته را روزی چندین نوبت پخش می کرد؟ یعنی شیشه ی مغازه از جان هموطنان عزیزتر و مهمتر است؟

با تشکر و به امید این که دروغگو و ظالم، ذلیل و روسیاه شود



 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در جمعه 1388/04/12 ساعت 11:56 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


بیانیه شماره 9 مهندس میر حسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

میر حسین موسوی
88/4/10

 


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1388/04/11 ساعت 14:14 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


خاتمی: ادمه روند فعلی کودتا علیه مردم است

سید محمد خاتمی: یک کودتای مخملین علیه مردم صورت گرفته؛ با سرکوب نمی‌توان جلوی اعتراضات را گرفت حضور میلیونی مردم در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام. خاتمی گفت: اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!

 

سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.

 

نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟

 

تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.

 

تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء‌ مردم است. در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟

 

بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.

 

اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.

 

پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.

 

فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.

 

متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید. کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.

 

تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.

 

واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟

 

امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!

 

میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.

 

من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده،‌ توهین هایی که به مردم شده.

 

من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود. مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.

 

اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟

 

دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.

 

حالا همه از فضای آرام سخن می گویند. فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!

 

واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است. اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود. بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.

 

در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند. آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.

 

کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.

 

در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟! این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟

 

اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته. با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.

 

فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.

همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم. هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.

 

مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.

 

نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.

 

گفتنی است در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.

 

خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1388/04/11 ساعت 14:13 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


خاتمی: ادمه روند فعلی کودتا علیه مردم است

سید محمد خاتمی: یک کودتای مخملین علیه مردم صورت گرفته؛ با سرکوب نمی‌توان جلوی اعتراضات را گرفت حضور میلیونی مردم در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام. خاتمی گفت: اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!

 

سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.

 

نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟

 

تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.

 

تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء‌ مردم است. در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟

 

بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.

 

اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.

 

پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.

 

فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.

 

متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید. کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.

 

تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.

 

واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟

 

امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!

 

میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.

 

من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده،‌ توهین هایی که به مردم شده.

 

من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود. مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.

 

اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟

 

دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.

 

حالا همه از فضای آرام سخن می گویند. فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!

 

واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است. اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود. بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.

 

در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند. آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.

 

کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.

 

در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟! این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟

 

اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته. با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.

 

فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.

همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم. هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.

 

مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.

 

نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.

 

گفتنی است در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.

 

خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1388/04/11 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت


توقیفی دیگر

روزنامه

صدای عدالت

و

حیات نو

توقیف شد


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 10:15 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


متن کامل نامه آیت الله طاهری خطاب به ملت ایران

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.

انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.

هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.

من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول ركوع الرجل و سجوده، فان ذلك شیء اعتاده؛ فلو تركه استوحش لذلك و لكن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.

اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).

اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.

از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"


والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
خادم شما مردم شریف ایران اسلامی
سید جلال الدّین طاهری
۷/۴/۱۳۸۸


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 10:11 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی درباره تایید نتایج انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

با اعلام نظر رسمی شورای نگهبان درباره دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران دوره جدیدی در تاریخ سیاسی ایران آغاز می شود.

سی سال پس از تاسیس جمهوری اسلامی که با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی استقرار یافت، شاهد برآمدن دولتی هستیم که از دل انتخابات مهندسی شده بیرون آمد و اکنون رئیس آن به جای آنکه نماینده اراده ملی باشد، برآیند خواست از پیش تعیین شده عده قلیلی است که بارها و بارها با گفتار و رفتار خود، جمهوریت نظام و اصل همراهی و سازگاری دین و مردم سالاری را زیر سئوال برده اند.

برای پیروان امام (ره)، معتقدان به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد و دلسوزان ایران، لحظات سختی است که جز با توکل به خداوند بزرگ، ایمان به پیروزی حقیقت و صبر و بردباری و فروخوردن خشم مقدس ناشی از زخم بزرگ بی عدالتی، تحمل آن ممکن نیست.

انا لله و انا الیه راجعون

این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام، با بدترین و خشن ترین شیوه ها مهمترین رکن جمهوریت یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می دهند مقامی که اگر بر آمده از آرای واقعی ملت نباشد می تواند سر آغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه در سالهای قبل گوشه هایی از آن را نشان داده بودند، ناچیز و بی مقدار جلوه می کند.

پیش از این در انتخابات فرمایشی مجلس هشتم و انتخابات دستکاری شده مجلس هشتم نشانه های روشنی از عزم کسانی که به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند هویدا شد که در صدد بلا موضوع کردن انتخابات بودند، متاسفانه این روند مخرب جدی گرفته نشد و ما امروز شاهد وضعیتی هستیم که عملا انتخابات در کشور بی معنا شده است و به تبع اولی مردمسالاری هویت خود را از دست داده است.

آنچه کودتاگران در یکسال منتهی به خرداد 88 انجام دادند به قیمت خدشه دار شدن اعتماد مردم به اصل نظام و ازبین رفتن سرمایه های اجتماعی و از دست رفتن مشروعیت داخلی و بین المللی بسیاری از ارکان نظام تمام شده است.

جبران این خسارت عظیم، کاری بس دشوار و شاید محال باشد و آثار آن هر چند امروز بخوبی روشن شده است ولی درک عمق فاجعه نیازمند گذشت زمان و بازخوانی تاریخی ای حادثه است.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز تاسف عمیق و محکوم کردن این بدعت عجیب و باور نکردنی، صریحا نتایج این انتخابات را غیر قابل قبول می داند و آثار و تبعات بی توجهی به هنجارها و روندهای قانونی و تلاشهای خیر خواهانه ای را که برای از میان نرفتن فرصت انتخابات و مشارکت خوب مردم به وجود آمده بود را متوجه کسانی می داند که در این روند مخرب نقش داشته اند یا با آگاهی در برابر آن سکوت کردند.

هرچند از دیدگاه ما هنوز فرصت برای جبران این بی اعتمادسازی بزرگ باقی است و می توان با استفاده از محدود راهکارهای قانونی موجود مانع از آن شد تا مشروعیت نظام دستمایه بازی کودکانه کسانی شود که سوار بر اسب بی مهار قدرت، سرنوشت همه چیز و همه کس را با سرنوشت خود گره می زنند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی، وظیفه ملی و قانونی خود می داند، از همه قشرهای مردم که با شور و شوق و امید تغییر در عرصه انتخابات حاضر شدند تشکر و قدردانی کند و از سوی دیگر از اینکه میلیونها رای این مردم نادیده انگاشته شده است و تنها صرف تفاخر کسانی شده است که عامل این نابسامانیها هستند اظهار تاسف کند.

ما همچنان مصر بر ادامه راهی هستیم که در یک کلمه آن را اصلاحات می خوانند؛ ما همچنان مصر بر عمل در چارچول قانون هستیم؛ تمام تلاش ما آن خواهد بود که نشان دهیم آنچه این روزها به نام دین، انقلاب و نظام برما رفته است، نسبتی با گوهردین ، آرمانهای بلند امام و خواسته های شهیدان و مطالبات بر حق ملت و موازین قانون اساسی ندارد؛ ما در این راه از تمام توان خود با رعایت مصالح ملی و حرکت در چارچوب قانون بهره خواهیم گرفت تا از این انحراف عظیم جلوگیری کنیم.

ما به عنوان یک حزب قانونی وظیفه خود می دانیم در کنار ملت، با حفظ آرامش و از راههای مدنی و مسالمت آمیز، مانع تحقق خواسته های مخالفان جمهوریت و اسلامیت نظام و مشوه کنندگان چهره دین و انقلاب و کشور شویم و از همه مردم، احزاب و گروهها و نهادهای مدنی می خواهیم از هر حرکتی که بهانه به دست خشونت جویان بدهد و زمینه را برای استبداد فراهم می کند بپرهیزد.

ما از مسئولین می خواهیم علیرغم اینکه بسیاری از نصایح و خیر خواهی ها را نادیده گرفته اند و با تحلیلها و روشهای غلط و مخرب و با امنیتی و نظامی کردن جامعه، بر بحرانهای جاری افزوده اند، اکنون حداقل پس از استقرار و تثبیت آنچه می خواسته اند، انبوه بیگناهانی را که تنها جرم آنها شورآفرینی در انتخابات بوده است آزاد کنند و از پرونده سازیهای بی حاصل و دروغ دست بردارند و اجازه دهند نهادهای مدنی و مستقل از حکومت دوباره کارخود را هرچند با محدودیتهای فراوان آغاز کنند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن درود به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر و تسلیت به خانواده معظم آنها، بر عهد همیشگی خود با ملت بر سر ایستادگی بر حق و پایداری در منافع ملت و پیگیری آرمان دیر پای ایرانیان یعنی آزادی و حکومت قانون، پافشاری خواهد کرد.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 10:2 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


سازمان مجاهدین انقلاب: پرونده انتخابات آزاد تا آینده‌ای نامشخص بسته شد؛ به مبارزه قانونی علیه دولت غ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را«بعضا تخلفات مختصري» می داند« که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»،مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، توقف رأی گیری قبل ار پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 شهر کشور و مشارکت بین 95 درصد تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهر کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است

آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در برگه های رأی را با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال مقایسه کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.

ملت شریف ایران

با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم درمهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.

همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.

ملت شریف ایران

به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و صدها شهید و مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.

با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.
و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه ننیب

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
9/4/88


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1388/04/10 ساعت 10:0 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


چرا صحت انتخابات تائید شد؟ نبوی

در راستای اینکه شورای نگهبان صحت انتخابات را تائید کرده و ما نیز هر جوری که فکر کنیم چاره ای جز تائید این صحت نداریم، و اصولا عقل حکم می کند ما چیزی را که شش تا آدم عاقل و بالغ از طریق موبایل درک کردند، ما هم باید درک کنیم، لذا دلایل صحت انتخابات اخیر را برای کسانی که در جریان نیستند، اعلام نموده و دلایل قطعی صحت مذکور را بشرح زیر تقدیم می کنیم:

اول، روش خودکار: در این روش که بوسیله آقای امیدوار رضایی کشف شده که احتمالا تا حالا ناامید شده است، آرای یک صندوق را بررسی می کنیم، در بررسی ها به این نتیجه می رسیم که از 956 رای موجود در صندوق 720 رای با یک خودکار و برای محمود احمدی نژاد نوشته شده است، پس نتیجه می گیریم با یک خودکار 720 رای بیشتر نمی توان نوشت و همچنین انتخابات تائید می شود.

دوم، روش روانشناسی: بسیاری از مردم ایران دو شخصیتی هستند، مثلا با یک شخصیت شان جلوی غارتگران بیت المال را می گیرند و با آن یکی شخصیت شان از باجناق شان غارتگر بیت المال درست می کنند، خیلی از مردم سه شخصیتی و یا چهار شخصیتی هستند، بنا براین ممکن است آدمها با شخصیت های مختلف شان به یک نامزد رای بدهند، مثلا با یک شخصیت شان به دلیل اینکه خیلی خوشگل است به احمدی نژاد رای بدهند، ولی با شخصیت دیگرشان به دلیل اینکه خیلی باعرضه است به احمدی نژاد رای بدهند. به همین دلیل اصلا غیرطبیعی نیست که در هفتاد درصد حوزه های رای گیری بین 95 درصد تا 140درصد از واجدین شرایط رای بدهند. به همین دلیل طبیعی است که صحت انتخابات تائید می شود.

سوم، روش صدتایی: اصولا در اسلام اسراف حرام است، به همین دلیل اگر یک دفعه دیدید که در انتخابات لرستان دویست تا صندوق جمع آرای شان 600 یا 700 یا 900 یا 1200 است و محض رضای خدا به جای 600 تا 601 هم نیست، طبیعی است که نتیجه می گیریم که ملت ایران مردمی هستند که خیلی صرفه جویی می کنند. و همه برگه های رای شان را پر می کنند، از این طریق می فهمیم وزارت کشور از آدمهای صرفه جو برای انتخابات استفاده کرده و صحت انتخابات تائید می شود.

چهارم، روش مکانی: یکی از روشهای مفید در برگزاری انتخابات سالم، روش مکانی است، در این روش صندوق ها را به یک مکان ویژه انتقال داده و در آن را قفل می کنیم و در یک مکان دیگر تعدادی رای را با دل خوش و بدون عجله می نویسیم و سعی می کنیم به همان تعدادی بنویسیم که وزارت کشور اعلام کرده است. در این روش به جای شمردن آرا که کار خسته کننده ای است، به تعداد لازم رای می نویسیم، از این طریق مطمئن می شویم که انتخابات سالم برگزار شده است.

  پنجم، تحقیق میدانی: یکی از مهم ترین روشهای اطمینان از صحت انتخابات این است که به تحقیق میدانی دست بزنیم، مثلا وقتی وزارت کشور اعلام کرد که میرحسین موسوی در تهران یک و نیم میلیون نفر مثلا رای آورده است، ما باید تعدادی نیروی ضد شورش در میادین اصلی از جمله میدان ونک، ولی عصر، انقلاب، رسالت، پونک، خراسان و غیره اقدام به شمارش تظاهرکنندگان طرفدار موسوی می کنیم، اگر تعداد آنها دو برابر آرای اعلام شده( در حدود سه میلیون نفر) باشند، می توانیم با ضریب نود و هفت درصد اعلام کنیم که انتخابات صحیح بوده است.

ششم، تحقیق از طریق پزشکی قانونی: یکی از روشهای اطمینان از صحت انتخابات این است که آمار تعداد کشته شدگان در تظاهرات علیه دولت را از پزشکی قانونی بگیریم، اگر تعداد کشته شدگان در یک هفته از پانزده نفر بیشتر بود، معلوم می شود انتخابات به احتمال 105 درصد درست انجام شده است.

هفتم، تحقیق در فضای بسته: یکی از روشهای اطمینان از صحت انتخابات شمارش تعداد زندانیان دستگیر شده در جریان انتخابات است. براساس فرمول گادالی

 3T=YWX

 اگر تعداد دستگیرشدگان به ازای هر یک میلیون رای دهنده، بین ده تا سی نفر زندانی شده باشد، صحت انتخابات مشخص است. این تعداد هر چه بیشتر بشود، صحت انتخابات مورد تائید قرار می گیرد.

هشتم، تحقیقات رسانه ای: یکی از مهم ترین روش های تحقیق در انتخابات تحقیقات رسانه ای است. در این تحقیق موبایل یا تلفن به عنوان رسانه می تواند مورد توجه قرار بگیرد. در این شیوه یک نفر از بیت رهبری به احمد آقا جنتی زنگ می زند و می گوید " تائید کنید" و صحت انتخابات تائید می شود.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 15:48 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


22 خرداد نقطه عطف دیگری در تاریخ ایران (ویرایش دوم)

سه ماه اول سال 1388 نقطه عطف دیگری در تاریخ ایران بود. اگر چه حوادث خاص مربوط به انتخابات دهم ریاست جمهوری در آن نقش اساسی داشت اما باید ریشه آن را در کل تاریخ ایران و به خصوص دوران جمهوری اسلامی دانست.

آزادی بیش از حد مردم در تبلیغات به آنها تجربه کوتاهی از آزادی های سیاسی آزادی هایی  که قانون اساسی آنها را به رسمیت شناخته است اما مسکوت مانده است داد. مردم از دولت و حتی مبلغین مهندس جلو افتاده بودند. مهندس رایی بی سابقه آورد و دولت ور افتاد.

دولت نهم اوج ناکارآمدی قوه مجریه و هزینه های مردمی بود.مردم به هر کس رای می داند جر احمدی نژاد. اما از صندوق ها نام او دوباره در آمد.

دولت نهم خود را به دولت دهم تبدیل کرد. حمایت حاکمیت از دولت نهم در کودتا علیه جمهور مردم و به واقع علیه جمهوریت اوج این بخش از تاریخ ایران بود. بخشی از نظام از آن تصفیه گردید و در بهترین وجه به نقوش و تزییناتی زینتی تبدیل شد.  با حمایت هایی که تا کنون از اینم دولت شده بود بعید نبود دولت دیگری پذیرفته شود اما هیچ کس فکر نمی کرد جمهوری اسلامی به این آشکاری جمهوریت خود را از دست بدهد.

هفته بعد از انتخابات حضور مدنی مردم آنچنان وحشت انگیز بود که برای مهار آن نیروی نظامی در برابر حضور مدنی بسیج شد و جریان دیروز مواجه قدرت نظامی با مردم کشور خود بود. دست نیروهایشان از تفنگ شلاق بود تا اسپری های گاز فلفل و غیره.

سه ماه اخیر در هم تنیده اما به سادگی اتمام جمهوریت بود و همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران خواهد ماند.

دوباره زایش مردم ایران

اعتراض مردمی مدتها بود که ترک وطن کرده بود اما به خارج از ایران نیز نرفته بود. ایرانیان خارج از کشور نیز تابعی هستند از ایرانیان داخل از کشور. چه آنها نیز به رغم امکان اعتراض سکوت را بر فریاد و جمود را بر حضور ترجیح داده بودند. مردم به وضع اسفناک استبدادی خو کرده بودند. آنها کاری با کار حاکمان نداشتند. این مردم اگر چه در انتخابات هایی پس از دوم خرداد جناحی را بالا کشیدند اما پس از کارشکنی حاکمان پس نشستند تا حاکمان هر چه بیشتر خود را در ساختار اجرایی گسترش دهند. حاکمان ناکارآمدی خود را در 4 سال پس از خاتمی به واسطه دولت نهم نشان دادند. انتخابات دهم فرصتی برای نشان دادن آزادی بود. انگیزه حیاتی اصلاح طلبان و سایر گروه های سیاسی غیر حکومتی را سر شوق آورده بود تا جایی که این گروه ها به اتحادی برای نه گفتن به محمود احمدی نژاد تبدیل شد. این حضور متحد نیروهای سیاسی و نخبگان مردم را به سمت آن ها کشاند. حضور میلیونی مردم در شبهای انتخابات خبر از عزم مردم برای برچیدن ریشه جناح نا معقول و خشونت گرای ایران می داد. البته این پیام از سوی مردم آن قدر روشن بود تا حاکمان به خوبی آنرا دریابند و به چاره اندیشی بنشینند. بی تردید از پخش سیب زمینی تا سهام عدالت و بی آبرو کردن هاشمی و ناطق نوری برای حاکمان فایده ای را به همراه نیاورده بود.  تمام تیرهای حاکمان در مواجه با دست خداوند ( یدالله مع الجماعه ) به سنگ خورد. به همین خاطر بود که اساسا ً انتخاباتی در 22 خرداد برگزار نشد.

 حضور مردم در پای صندوق های رای اولین پروژه برای حذف دموکراسی بود. پس از اعلام نمایشی تنها یک ساعت پس از اتمام رای گیری ( طبق نظر رسمی در ساعت 12 ) آراء به شکلی کاملا مضحک و نموداری با شیب ثابت به سود کسی که این همه شوق به خاطر عدم ریاست مجدد او بود، اعلام شدند.

همانطور که دانشجو رییس ستاد انتخابات کشور در وزارت کشور گفته بود اعلام آراء کاملا علمی بود. مردم که از اعلام آراء شوکه شده بودند به مدت یک هفته با حضور میلیونی به اعتراض پرداختند و دوباره  مردم زاده شد. اینک تو گویی حکومت نه با اپوزوسیون یا مخالفین یا مصلحینش که با مردمش طرف شده بود. این مردم بودند که در مقابل حکومت ایستاده بودند. مردم دوباره دیده شدند اما نه با دعوت سازمان تبلیغات اسلامی و یا صدا و سیما و نهاد های حکومت ساز که به خاطر میل و اراده خودشان. حکومت پس از آن با خود را به مردم اوباش بینی زدن سعی کرد مردم را سرکوب و خود را به آن راه بزند و از سویی دیگر با این کار نشان دهد که تلاش های مردم بی فایده است. اما او غافل از آن است که حضور مردم پس از سی سال به یک هفته و دو هفته محدود نخواهد ماند. مردم هر چند آرام تر خواهند شد اما ایشان دوباره زاده شده بودند و دوباره رشد و رشید خواهند شد.

این که مردم را به صورت تزیینی بخواهیم و آن را علنا با نتیجه آراء اعلام کنیم در کت مردم نمی رفت. از سویی دیگر کاندیدای حامل دولت امید به همراه دیگر کاندیدای اصلاح طلب مهدی کروبی سرسختانه در موضع اعتراض خویش باقی ماندند و با این کار خیمه اصلاح طلبی را در این شرایط در زمین مردم زدند.

همین مسئله می تواند یکی از نمودهای 22 خرداد به عنوان نقطه عطف تاریخ ایران باشد.

 


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 13:41 موضوع انتقادات و تحلیلات | لینک ثابت


آخرین اخبار

کلینتون: حکومت ایران با 'شکاف در مشروعیت' مواجه است

وزیر امور خارجه آمریکا با تاکید براینکه بحران سیاسی کنونی ایران یک موضوع داخلی است از شکاف مشروعیت حکومت سخن گفته است.

در واکنش به اعلام تصمیم شورای نگهبان در تایید نتیجه انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، گفته است که اگرچه در نظر ندارد در مورد روند تحولات سیاسی ایران به گمانه زنی بپردازد اما افزوده است که "در ارتباط با موضوع انتخابات، حکومت آشکارا با شکاف عظیمی در مشروعیت در نظر مردم خود مواجه است."

خانم کلینتون که در یک نشست خبری در واشنگتن شرکت داشت افزود که تصور نمی کند که مشکل مشروعیت حکومت، صرفا با اعلام نتایج بازنگری محدود تعداد نسبتا اندکی از صندوق های اخذ رای از میان برود.

در مورد نگرش ایالات متحده نسبت به وضعیت جمهوری اسلامی، وزیر امور خارجه آمریکا گفت مسائل مربوط به انتخابات موضوعی داخلی است که مردم ایران باید خود آن را حل و فصل کنند و ایالات متحده امیدوار است مردم ایران امکان آن را داشته باشند تا به راه حلی مسالمت دست یابند که حق آزادی بیان آنان را محترم می شمارد.

وی افزود که موضع دولت آمریکا حمایت از این ارزش بنیادین است که باید دیدگاه مردم شنیده و آرای واقعی آنان شمرده شود و برای مشاهده روندی که به این نتیجه منجر شود ، باید در انتظار بود.

هیلاری کلینتون گفت که همه می دانند که مرحله کنونی، زمانی تاریخی برای ایران و مردم ایران اما خود او مایل نیست نظری شخصی در این زمینه ابراز دارد.

در پاسخ به این سئوال که آیا دولت آمریکا می تواند محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهوری منتخب از راههای دموکراتیک شناسای کند، خانم کلینتون گفت که باید مسایل را به تدریج مورد توجه قرار داد.

وی گفت "ما آنچه را که روی می دهد زیر نظر داریم و به دقت مورد ارزیابی قرار می دهیم."

مذاکرات هسته ای

در این نشست خبری، برنامه های هسته ای ایران و موضع دولت آمریکا در مذاکرات احتمالی برای حل و فصل این موضوع نیز مطرح شد.

یکی از خبرنگاران گفت که آیا با توجه به رخدادهای اخیر ایران، که به گفته او، باعث ارائه تصویر واقعی یک حکومت خودکامه شده است، آیا سیاست دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری، برای برقراری ارتباط دو جانبه با دولت جمهوری اسلامی می تواند ادامه یابد و سرنوشت مذاکرات گروه 1+5 در باره برنامه هسته ای ایران چه خواهد بود.

وزیر امورخارجه آمریکا گفت که رخدادهای اخیر قطعا عاملی است که ایالات متحده را وادار می کند در ارتباط خود با ایران احتیاط به خرج دهد.

وی گفت که هنوز هم روند تحولات سیاسی در داخل ایران به نتیجه نهایی نرسیده و دولت نتوانسته مشروعیت فرآیند انتخاباتی را به مردم این کشور بقبولاند و افزود که "در نتیجه، من آگاهم که ما و یا هر گروه دیگری که در صدد ارتباط با رژیم ایران باشد با چالشی عمده مواجه است."

خانم کلینتون در عین حال گفت که آقای اوباما در اظهارات خود در هفته گذشته به خوبی مشخص کرده است که ایالات متحده روند کنونی را زیر نظر دارد و به نحوی که با منافع ملی ایالات متحده انطباق داشته باشد به آن واکنش نشان خواهد داد.

وزیر امور خارجه گفت که مهمترین موضوع برای آمریکا در ارتباط با ایران، ارزش ها، اهداف و منافع ایالات متحده است و در این راستا، دولت آمریکا تمامی تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا مانع از دستیابی جمهوری اسلامی به اسلحه اتمی شود.

در هفته های قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران، گزارش هایی از تمایل دولت باراک اوباما برای برقراری تماس مستقیم با دولت ایران انتشار یافته بود و بعدا نیز گزارش های تایید نشده ای در رسانه ها انتشار یافت که وی در نامه ای برای رهبر جمهوری، از لزوم چنین تماسی سخن گفته است.

با اینهمه، با ادامه بحران ناشی از تردید در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، آقای اوباما مواضع خود را تعدیل کرد و به گفته ناظران، با توجه به برداشت منفی افکار عمومی جهان از واکنش دولت ایران به اعتراضات مردم، ارتباط مستقیم با دولت ایران را کنار گذاشته هر چند از مشارکت در تلاش گروه 1+5 برای حل بحران هسته ای ایران حمایت کرده است.

برخی ناظران گفته بودند که نتیجه انتخابات ایران و برخورد خشونت آمیز با اعتراضات مسالمت آمیز مردم وجهه بین المللی جمهوری اسلامی را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از دولت ها، ارتباط نزدیک با دولت ایران را از نظر سیاسی اقدامی پرهزینه ساخته است.

کامبیز نوروزی و مهدی خزعلی دستگیر شدند

کامبیز نوروزی، دبیر حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بازداشت شد. یک منبع آگاه به بی بی سی گفت: کامبیز نوروزی روز یکشنبه در مراسم هفتم تیر مقابل مسجد قبا توسط نیروی انتظامی دستگیر شد.

گفته می شود آقای نوروزی در تماس تلفنی با خانواده اش گفته است که پرونده اش به دادگاه انقلاب ارسال می شود، اما زمانی که خانواده وی به دادگاه مراجعه کرده اند، اطلاعی در خصوص پرونده آقای نوروزی وجود نداشته است.

همچنین از محل بازداشت آقای نوروزی اطلاعی در دست نیست.

کامبیز نوروزی پیشتر عضو هیئت منصفه دادگاه مطبوعات و عضو هیئت تدوین کننده قانون مطبوعات در دوره مجلس هفتم بود.

بازداشت مهدی خزعلی

از ايران همچنين خبر می رسد که مهدی خزعلی مدیر انتشارات حیان و موسس موسسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح روز يکشنبه پس از حضور در دادگاه ویژه روحانیت استان تهران بازداشت شده است.

بستگان آقای خزعلی به بی بی سی فارسی گفتند که وی روز يکشنبه به دادگاه ويژه روحانيت احضار شد و سپس با ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب، آقای خزعلی به زندان اوين منتقل شد.

آقای خزعلی در روزهای اخير و در جريان اعتراض ها به نتايج انتخابات رياست جمهوری، از عملکرد دولت و نتايج انتخابات انتقاد کرده بود.

مهدی خزعلی، فرزند آيت الله ابوالقاسم خزعلی، از روحانيون تندرو و عضو مجلس خبرگان رهبری است. آيت الله خزعلی در پی علنی شدن انتقادهای فرزندش، از وی اعلام برائت کرد.

کروبی: با استناد به نظر آیت الله خامنه‌ای انتخابات را تائید کنید

مهدی کروبی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نامه ای به شورای نگهبان خواهان آن شده تا این شورا با استناد به نظر آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران و واگذاری بار مسئولیت آن به او بر حسب مصلحت، انتخابات را تائید کند.

آقای کروبی در این نامه که روز یکشنبه، هفتم تیر منتشر شده گفته است که شورای نگهبان نباید اجازه دهد جایگاه این شورا در میان افکار عمومی بیش از پیش سقوط کند.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در این نامه گفته است که این آخرین باری است که درباره انتخابات این دوره با شورای نگهبان "سخن منصفانه و دوستانه" می گوید.

آقای کروبی درباره پیشنهاد خود برای تائید انتخابات با نظر رهبر ایران به انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی اشاره کرده که در پی اختلاف میان وزارت کشور و شورای نگهبان، این شورا به استناد به نظر آیت الله خمینی و واگذاری بار مسئولیت آن به ایشان، نتیجه این انتخابات را تائید کرد.

آقای خامنه ای طی چند نوبت به صورت علنی از انتخابات و نتایج آن دفاع کرده است.رهبر ایران یک روز پس از انتخابات گفته بود: "مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم در پای صندوق ها و رای بیست و چهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است."

این اظهارنظر آقای خامنه ای بدون اعلام نظر رسمی شورای نگهبان در مورد صحت انتخابات صورت گرفت.

آقای کروبی همچنین با اشاره به حضور مردم در انتخابات، بی توجهی به متن پیام 22 خرداد و تلاش در جهت تغییر آن را برای نظام نگران کننده و دارای عواقب جبران ناپذیر دانسته است

مهدی کروبی در این نامه بار دیگر از حمایت برخی اعضای شورای نگهبان از محمود احمدی نژاد سخن گفته و این سئوال را مطرح کرده که "آیا می توان به بی طرفی شورای نگهبان در جهت انجام وظایف قانونی اش امیدوار بود؟"

آقای کروبی خواهان ابطال انتخابات است و در نامه های قبلی اش با اشاره به "تخلفات پیش از انتخابات، تخلفات روز انتخابات و تخلفات در نحوه اعلان نتایج" اعلام کرده که "هر یک از آنها به تنهایی برای ابطال انتخابات کافی است."

هشدار عفو بین‌الملل: تدارک «اعترافات» تلویزیونی در ایران

سازمان عفو بین‌الملل، در اطلاعیه‌ای مطبوعاتی به تاریخ ۲۹ ژوئن هشدار داده است که رهبران بازداشتی اپوزیسیون در ایران، در خطر شکنجه قرار دارند و مقامات جمهوری اسلامی قصد دارند آنان را به «اعترافات» وادارند.

 

عفو بین‌الملل ابراز نگرانی کرده که در پی بازداشت‌های پس از انتخابات ۱۲ ژوئن در ایران، اکنون رهبران اپوزیسیون را خطر شکنجه تهدید می‌کند. به گفته‌ی این سازمان، می‌خواهند آنان را به «اعترافات» تلویزیونی وادارند و این مقدمه‌ی محاکمه‌هایی ناعادلانه است که در آن‌‌ها متهمان را حکم اعدام تهدید می‌کند.

 

خاموش‌سازی رهبران سیاسی و ارعاب دگراندیشان

 

حسیبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی سازمان عفو بین‌الملل، گفت، اگر نگرانی‌های ما مورد تایید قرار گیرد، این راهکار وحشتناک نیروهای امنیتی، برای خاموش کردن یکبار برای همیشه‌ی رهبران سیاسی و پیامی روشن به سایر دگراندیشان است که در صورت اعتراض چه عواقب وحشتناکی در انتظارشان است.

 

طبق اطلاعیه‌ی مطبوعاتی عفو بین‌الملل، رهبران سیاسی سالخورده مانند محسن امین‌زاده، عبدالله رمضان‌زاده و مصطفی تاج‌زاده، در نخستین ساعات بامدادی ۱۶ ژوئن در خانه‌های خود بازداشت شده‌اند. همزمان شمار دیگر ار رهبران اپوزیسیون و هواداران آنان نیز بازداشت شده‌اند.

 

طبق اطلاعات عفو بین‌الملل، هر سه تن در بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران هستند که تحت کنترل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارد. گزارش‌های زیادی درباره‌ی اعمال شکنجه به زندانیان در این زندان وجود دارد. زندانیان از دسترسی به وکیل مدافع محروم‌اند و دوره‌ی بازداشت آنان برای بازجویی‌ می‌تواند تمدید شود.

 

تهدیدها به سرکوب بیرحمانه

 

در اطلاعیه‌ی عفو بین‌الملل همچنین آمده است که احمد خاتمی روحانی مجلس خبرگان، در نماز جمعه‌ی ۲۶ ژوئن در دانشگاه تهران از مقامات قضایی خواست که معترضان را «مقتدرانه و بی‌رحمانه» مجازات کند. وی گفت کسانی که در اغتشاشات، مسجد آتش می‌زنند و اتوبوس ویران می‌کنند و مزاحم مردم می‌شوند، محارب با خدا هستند و باید به اشد مجازات برسند.

 

عفو بین‌الملل معتقد است که این یک هشدار است. دادستان اصفهان نیز روز ۱۷ ژوئن گفته بود عناصری که در ناآرامی‌ها دست داشته‌اند، می‌توانند به اعدام محکوم شوند.

 

غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات ایران به خبرگزاری فارس گفته بود که ۲۶ تن از مغزهای متفکر ناآرامی‌های پس از انتخابات بازداشت شده‌اند. به گفته‌ی خانم صحراوی، چنین اظهاراتی توسط مقامات بلندپایه‌ی ایران، نشانه‌ی نگرانی‌آوری است که مقامات جمهوری اسلامی، نابودی هرگونه اپوزیسیون سیاسی مسالمت‌جو را تدارک می‌بیند.

 

خانم صحراوی رهبران  جمهوری اسلامی را فراخواند که به مقامات دولت و دادگستری به روشنی دستور دهند که از شکنجه‌ی افراد خودداری و امنیت آنان را تامین کنند. خواست عفو بین‌الملل آن است که محل نگهداری هر فرد بازداشت شده روشن باشد، هر کس بتواند با خانواده‌ی خود تماس بگیرد و به وکیل مدافع و درمان پزشکی دسترسی داشته باشد.عفو بین‌الملل همچنین خواستار آن شده که همه‌ی زندانیان عقیدتی، بی‌درنگ آزاد شوند.

 

تدارک "مصاحبه‌های تلویزیونی"

 

طبق اطلاعیه‌ی عفو بین‌الملل، شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، در تلویزیون ظاهر شده و اعتراف کرده‌اند که «تحت تاثیر» رادیوهای بیگانه بوده‌اند. چنین صحنه‌سازی‌هایی بیانگر آن است که «اعترافات» تلویزیونی تازه‌ای در حال تدارک است.

 

عفو بین‌الملل در پایان خاطر نشان ساخته که «اعترافات» تلویزیونی برای محکوم کردن فعالان سیاسی در ایران سابقه دارد و بسیاری از کسانی که به اینگونه «اعترافات» وادار شده‌اند، بعدها گفته‌اند که بر اثر شکنجه و فشار آنان را به این کار مجبور کرده‌اند.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 8:1 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


حمله پلیس به تجمع معترضان در نزدیکی مسجد قبا در تهران، بی بی سی

گزارش ها از تهران حاکیست که حداقل هزار نفر از معترضان در تهران دست به تجمعی پر سر و صدا در حوالی مسجد قبا زده اند که با حمله پلیس و نیروهای بسیجی روبرو شد.

به گفته شاهدان عینی پلیس ضدشورش برای متفرق کردن جمعیت در روز یکشنبه از گاز اشک آور و باتوم استفاده کرده است.

برخی شاهدان شمار تظاهرکنندگان بعد از ظهر یکشنبه در شمال تهران را "چند هزار نفر" توصیف کرده اند که شعار "رای من کجاست؟" و "یاحسین، میرحسین" سر می دادند.

این نخستین تجمع اعتراضی علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری از روز چهارشنبه هفته گذشته تاکنون است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از برخی شاهدان عینی نوشت که حمله نیروهای امنیتی به این جمعیت بسیار شدید بود به طوری که باعث شکستگی استخوان برخی تظاهرکنندگان شد و همچنین ادعا شد که پلیس یک زن مسن را کتک زده است که داد و فریاد شدید معترضان و مقاومت آنها را در پی داشت.

به دلیل محدودیت هایی که دولت ایران بر فعالیت رسانه های خارجی اعمال کرده است امکان تایید مستقل این گزارش ها برای بی بی سی وجود ندارد.

تظاهرات روز یکشنبه در اطراف مراسمی روی داد که به مناسبت بزرگداشت آیت الله محمد بهشتی که 28 سال قبل در یک بمبگذاری ضدحکومتی در تهران کشته شد برگزار شده بود.

به گزارش رویتر ویدئویی به تاریخ یکشنبه هفت تیر که ادعا می شود در نزدیکی مسجد قبا گرفته شده و در اینترنت منتشر شده، جمعیتی را که نام میرحسین موسوی را فریاد می کردند نشان می دهد. ویدئوی دیگری ظاهرا جمعیتی را نشان می دهد که طی راهپیمایی در طول خیابان شریعتی در نزدیکی مسجد قبا شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "ایرانی با غیرت، حمایت حمایت" سر می دهند.

از زمان انتخابات 22 خرداد که در آن محمود احمدی نژاد با 63 درصد آرا برنده اعلام شد، شهرهای بزرگ ایران به خصوص تهران صحنه درگیری معترضان با نیروهای امنیتی و همچنین چند مورد تظاهرات عظیم که از دوران انقلاب تاکنون سابقه نداشته بوده است.

مقام های ایرانی می گویند که در درگیری های پس از انتخابات 17 تظاهرکننده و 8 مامور بسیجی کشته شده اند. با این حال دولت ایران مسئولیت مرگ تظاهرکنندگان را به عهده نگرفته است و آنها را به "تروریست ها" نسبت می دهد و حتی به گردن کسانی که "اغتشاشگر" می خواند می اندازد.

میرحسین موسوی نامزد اصلاح طلب که می گوید انتخابات با تقلب و تخلف گسترده همراه بوده است می گوید مسئولیت "خون هایی که بر زمین ریخته شده" را به کسانی که "مجرمان انتخاباتی" می خواند نسبت داده است.

فدراسیون بین المللی حقوق بشر که در پاریس مستقر است می گوید اطلاعاتش نشان می دهد که حداقل 2000 نفر در جریان این ناآرامی ها دستگیر شده اند.

روز یکشنبه همچنین گزارش شد که دولت ایران هشت کارمند ایرانی سفارت بریتانیا را دستگیر کرده و آنها را به دست داشتن در ناآرامی ها متهم کرده است.

دیوید میلیبند وزیر خارجه بریتانیا در بیانیه ای این اقدام مقام های ایران را "آزار و اذیت" و "ارعاب" نامیده و آن را غیر قابل قبول خوانده است.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 10:28 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


تظاهرات و تجمع بي سابقه ايرانيان در پاریس

امروز شهر پاريس شاهد بزرگترين تظاهرات و تجمع بي سابقه ايرانيان بود. پليس اين تظاهرات را 4000 نفر و تظاهر کنندگان بين 5000 تا 7000 نفر اعلام کردند.

چند هزار ايراني از ميدان تاريخي باستيل به سوي ميدان ناسيون در حمايت از جنبش اجتماعي مردم ايران راهپيمايي کرده و خود را بخشي از آن جنبش دانستند.

در ميدان باستيل پيش از راهپيمايي، آقايان عبدالکريم لاهيجي و رضا دقتي، برخي از شخصيت هاي سياسي فرانسوي و هنرمندان فرانسوي در حمايت از مبارزات مردم ايران پشت ميکروفن رفتند و ياد شهداي اخير و بويژه ندا آقا سلطان را گرامي داشتند. ايرانيان با شعار ندا نداي آزادي به زبان فارسي و همبستگي انترناسيونال به زبان فرانسوي از آنها استقبال کردند.

شعارهاي تظاهر کنندگان ايراني به دو زبان ايراني و فرانسوي از اين قرار بود :

فرانسويان در طول مسير و همه چنين در ميدان هاي باستيل و ناسيون با تکان دادن دستان خود با علامت پيروزي از ايرانيان حمايت مي کردند.
عکس هائي از اين تظاهرات در ضميمه است.


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 10:27 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


ويژه: گزارش یک شاهد عینی از تجمع روز یکشنبه در مقابل مسجد قبا

امروز ، مورّخ 7 تیر ماه 1388 ( 28 ژوئن 2009 )، از ساعت 18 تا 20 ، به مناسبت سالروز شهادت دکتر محمّد بهشتی ، صدها تن از حامیان مهندس میر حسین موسوی در خیابان قبا و مسجد قبا، واقع در خیابان شهید دکتر علی شریعتی در تهران ، گرد هم آمدند.

بنده ، ساعت 18:10 ، وارد خیابان قبا شدم . خیابان قبا ، مملو از جمعیّتی بود که به سمت مسجد قبا در حرکت بودند . مأموران نیروی انتظامی که پیشتر در محل حضور یافته بودند، اجازه ی هر گونه توقّف را از مردم سلب کرده و ایشان را به سمت مسجد قبا هدایت می کردند .

مسجد قبا مملو از جمعیّت بود و عدّه ی کثیری نیز مقابل مسجد قبا ، تجمّع کرده بودند . 20 دقیقه بعد ، هزاران نفر در برابر مسجد قبا دیده می شدند که به گونه ای بسیار مسالمت آمیز ، در حالی که شمار زیادی از ایشان بر روی زمین نشسته بودند ، بر حضرت محمّد ( ص ) و خاندان پاک و مطهّرش ، سلام و درود می فرستادند و شعار « الله أكبر » سر می دادند .

در انتهای خیابان قبا ، شمار زیادی از مأموران ویژه ، در حالت « آماده باش » و در میان تجمّع کنندگان نیز تعدادی از مأموران نیروی انتظامی دیده می شدند .

تعدادی نیز در این میان با عنوان « خبر نگار » در حال عکس برداری و فیلم برداری از تجمّع کنندگان مشاهده می شدند که برخی از آنها با اعتراض گسترده ی مردم ، از تصویر برداری خودداری نمودند . ساعت 18:50 ، شعار « بهشتی ! کجایی ؟! موسوی تنها شده ! » از میان جمعیّت به وضوح شنیده می شد .

با اینکه حضور مهندس میر حسین موسوی در این مراسم ، از پیش وعده داده شده بود ، امّا در میان جمعیّت ، سخن از « جلوگیری از حضور مهندس میر حسین موسوی در این مراسم توسّط نیرو های امنیّتی » به گوش می رسید . با گذشت زمان ، شعار « ما منتظر موسوی هستیم . هیچ جا نمی ریم ، همین جا هستیم » نیز از میان تجمّع کنندگان شنیده می شد .

حدود ساعت 19:30 ، دکتر علیرضا بهشتی ، فرزند شهید دکتر محمّد بهشتی ، در میان مردم سخن گفتند و از حضور مردم در این مراسم سپاسگزاری نمودند و این حضور گسترده را « نشانه ی آگاهی مردم از مسائل روز کشور » دانستند و از ایشان خواستند تا مراسم را به آرامی ترک نمایند ، امّا از دلیل عدم حضور مهندس میر حسین موسوی در این مراسم ، سخنی به میان نیاوردند .

جمعیّت نیز با شعار « درود بر بهشتی ! سلام بر موسوی ! » و « کروبی زنده باد ! موسوی پاینده باد ! » شروع به ترک مراسم کردند . در این حال ، مأموران نیروی انتظامی ، مردم را به سمت خیابان شریعتی هدایت می نمودند .

جمعیّت به گونه ای آرام ، در حالی که دست های خود را بالا گرفته بودند ، با سکوت و یا با صلوات برای شادی روح درگذشتگان درگیری های روز های اخیر و آرامش خانواده هایشان ، به سمت خیابان شریعتی رهسپار شدند . اما قبل از ورود به خیابان شریعتی ، زأس ساعت 20:05 ، ناگهان نیروهای ویژه از سمت خیابان شریعتی به جمعیّت حمله ور شده و به صورت وحشیانه ای به ضرب و شتم مردم پرداختند .

مردم نیز برای فرار از نیرو های ویژه ، مجبور به عقب گرد شدند . برای آرام سازی نیرو های ویژه ، تصمیم بر آن شد که مردم با رعایت سکوت ، بر روی زمین بنشینند و چنین کردند . امّا نیرو های ویژه بدون توجّه به اینکه مردم بر روی زمین نشسته اند ، به آنها حمله ور شدند و به ضرب و شتم شدید ایشان پرداختند .

مردم نیز به شدّت عقب گرد نمودند و به سمت دیگر خیابان قبا شروع به فرار نمودند که متأسّفانه در این میان ، عدّه ای از پیر زنان و دختران جوان ، زیر دست و پا ماندند . با تأسّف فراوان ، عدّه ای از مأموران نیروی انتظامی که در پیاده رو ایستاده بودند ، در برابر مردمی که برای نجات خویش از ضرب و شتم شدید نیرو های ویژه ، به فرار می پرداختند و گاهاً به زمین می خوردند ، شروع به خنده نمودند .

در این میان ، دکتر علیرضا بهشتی از داخل مسجد قبا به خیابان آمدند و مردم معترض ، به نزد ایشان رفتند و از « حمله ی وحشیانه ی نیرو های ویژه به تجمّع مسالمت آمیز مردم » شکایت کردند . به دلیل جلوگیری نیروی انتظامی از توقّف مردم ، به سمت خیابان های فرعی پیش رفتم و پیر زنان و دخترانی را مشاهده می نمودم که از شدّت ترس و اضطراب و فشار جمعیّت ، اشک می ریختند .

از خیابان های فرعی ، وارد خیابان شریعتی شدم و تعداد بسیار زیادی از نیرو های ویژه را مشاهده نمودم که در حال « آماده باش » به سر می بردند . مغازه داران نیز به دستور نیرو های ویژه ، در حال تعطیل نمودن مغازه های خویش بودند . در خیابان میرداماد و میدان مادر نیز تعداد بسیار زیادی از مأموران نیروی انتظامی و نیرو های ویژه دیده می شدند که مشغول آماده سازی خود برای ضرب و شتم مردم بودند .


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 10:25 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب در محکوم کردن برخورد با احزاب و افشای تکميل پروژه کودتا

بسم الله الرحمن الرحيم


ملت شريف ايران
حدود دو هفته از مصادره آرای ملت و بلاموضوع شدن انتخابات در کشور که با واکنش گسترده مردم روبرو شد، می گذرد. در طول اين مدت کودتا گران با اعمال تبليغات استالينيستی همه جانبه کوشيده اند اذهان جامعه را از مسئله اصلی يعنی کودتا عليه مردمسالاری منحرف ساخته، موضوع را به اعتشاشات خيابانی و تخريب اموال عمومی از سوی اجانب تقليل دهند. اما امروز با کاهش اعتراضات مردمی به تدريج شاهد تغيير تدريجی جهت حملات تبليغاتی سازمانيافته از اهداف موهومی نظير تروريست ها و عوامل بيگانه و ... به سوی احزاب و تشکل های سياسی مخالف اقتدارگرايان و آشکار شدن دم خروس از زير ردای گوبلزهای وطنی آشکار هستيم.

در پوشش تبليغات فريب سهمگينی که کشور نظير آن را به خاطر ندارد، شدت عمل عليه احزاب وتشکل های سياسی منتقد با ورود غير قانونی و بدون حکم قضايی به دفتر مرکزی حزب مشارکت و ضبط کامپيوترها و دفاتر و اسناد و پلمب غير قانونی دفتر مرکزی حزب آغاز شد و با دستگيری گسترده اعضای احزاب اصلاح طلب و منتقد ادامه يافت. در روزهای اخير به رغم کاهش چشمگير اعتراض های مردمی درخيابان ها روند برخورد با احزاب روز به روز شدت بيشتری می يابد. از جمله در روزهای اخير دفتر انجمن مدرسين دانشگاه ها توسط مأموران نظامی اشغال و بيش از هفتاد تن از اساتيد مرد و زن عضو اين تشکل سياسی قانونی به جرم ملاقات عمومی با آقای ميرحسين موسوی دستگير و با توهين و اهانت و زدن دستبند به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز چهارتن از ايشان همچنان در بازداشت غير قانونی به سر می برند.
به عنوان جديد ترين و نه آخرين نمونه، روز گذشته آقای امير حسين مهدوی روزنامه نگار و جوان ترين عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی که در کنگره اخير سازمان به عنوان نماد جوان گرايی به عضويت شورای مرکزی درآمده است، پس از آن که مدتی در بازداشت به سر برده بود، تحت الحفظ مأموران امنيتی به خبرگزاری ايسنا هدايت شد تا در حضور خبرنگاران خبرگزاری های مختلف ، طی مصاحبه ای به تکرار محتوای مقالات کيهان و تحليل های سست و سخيفی بپردازد که مردم ما هر ساعت از صدا و سيمای اقتدارگرايان می شنوند. اين روزنامه نگار خوشفکر و عضو جوان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی که حضوری فعال در ستاد انتخاباتی آقای ميرحسين موسوی داشت و روزنامه انديشه سبز در ستاد موسوی زير نظر او منتشر می شد، در دوران بازداشت با هدايت و راهنمايی بازجويان تواب ساز ناگهان به اين نتيجه رسيده است که در ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی فعاليتی غير قانونی داشته، مير حسين موسوی قانون شکن است و از آغاز هم معلوم بود که رأی نمی آورد و احزاب و تشکل های سياسی اصلاح طلب از جمله سازمان متبوعش همسو با بيگانگان هستند و نظام بايد با آنها برخورد کند!!!
ماهيت اين گونه اعترافات که با اعمال فشار بر حلقه های ضعيف صورت می گيرد، چنان روشن است که نيازی به توضيح ندارد. ما پيش از اين هشدار داده بوديم که درادامه دستگيری های گسترده بايد منتظر تکرار نمايش سناريوی رسوا و نخ نما شده اعتراف و تواب سازی و برگزاری شوهای تلويزيونی باشيم. اکنون نيز تأکيد می کنيم با توجه به وسعت دستگيری ها در آينده شوهای مشابه بيشتری عليه ساير احزاب و تشکل های سياسی شاهد خواهيم بود.
جالب اين است در حالی که مصاحبه منافقی که ادعا شده در جريان اعتراضات خيابانی دستگير شده است از سيمای جمهوری اسلامی ايران با چهره شطرنجی شده وی پخش می شود، يک روزنامه نگار ساده و عضو يک سازمان قانونی در برابر دوربين های خبری قرار داده ميشود تا با اسم و رسم، احزاب قانونی و شناخته شده کشور و نماينده ای را که به اعتراف آقايان دستکم بيش از ۱۴ ميليون نفر طرفدار دارد، متهم به اتهامات مجرمانه ای کند که در هيچ محکمه صالحه ای به اثبات نرسيده است. اين صحنه عبرت انگيز و نمادين نشان می دهد اقتدارگرايان حاکم ظاهراً خود را به رعايت آبرو و حقوق قانونی منافقين ملتزم تر می بينند تا احزاب رسمی کشور.
سئوال اين جاست که چگونه و چرا جهت صحنه سازی ها و نمايش های مهوع سيستم تبليغاتی اقتدارگرايان از وابسته خواندن مردم معترض به بيگانگان به سوی تبليغات عليه احزاب و تشکل های سياسی چرخيده و با سامان دادن اتهامات زشت و رسوا عليه احزاب زمينه های برخورد با آن ها فراهم می شود؟
اقتدارگرايان خود بهتر از هر کسی می دانند نسبت دادن اعتراضات قانونی مردم به بيگانگان يک دروغ و تحريف بزرگ است، اين همه غوغای تبليغاتی عوامفريبانه برای آن است که خاک در چشم حقيقت بپاشند و مردم را از درک آنچه در حال وقوع است منحرف سازند. آنچه در حال رخ دادن است تکميل پروژه کودتايی است که از انتخابات مجلس هفتم در شش سال پيش آغاز شد. هدف اقتدارگرايان حاکم از اين پروژه تبديل نظام جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است. طی اين مدت آنان توانستند انتخابات مجلس را بلاموضوع کنند. چنان که ديديم انتخابات مجلس هشتم با فضاحتی به مراتب رسواتر از انتخابات مجلس هفتم برگزارشد.
انتخابات رياست جمهوری دهم در واقع نقطه اوج تقابل نيروهای سياسی و اجتماعی مدافع جمهوری نظام با اقتدارگرايان خواهان استحاله جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی بود. خطر از دست رفتن جمهوريت نظام و استحاله نظام همان چيزی بود که مير حسين موسوی را مانند بسياری از فعالان سياسی نسبت به سرنوشت کشور نگران و در نتيجه مصمم به حضور در رقابت های انتخاباتی کرد. اکنون اين تقابل می رود تا با مصادره آراء ملت، عملاً به بسته شدن پرونده انتخابات به عنوان مهمترين شروط مردمسالاری ختم شود. اکنون پس از محو استقلال مجلس و بلاموضوع شدن رأی مردم در انتخاب رئيس جمهور و هيئت دولت و نيز اعمال سانسور علنی و پايمال شدن آزادی قلم و مطبوعات، نوبت به احزاب و تشکل های سياسی به عنوان آخرين نهاد تضمين کننده مردمسالاری در ايران رسيده است. تسويه حساب با فعالان سياسی و حزبی و محکوم کردن آنان به حبس های طولانی مدت و تعطيلی احزاب مستقل و منتقد که آخرين شاخص مردمسالاری بازمانده در ايران هستند، در واقع تکميل آخرين حلقه کودتا عليه نظام جمهوری اسلامی و شکل گيری حکومت اسلامی مطلقه فردی به شمار می رود. پيش در آمد و زمينه ساز تکميل اين آخرين سکانس سناريوی کودتا اعتراف گيری های سازمانيافته از دستگيرشدگان تحت فشار روحی و جسمی عليه احزاب و تشکل های سياسی است.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران ضمن محکوم کردن اعمال فشارهای جسمی و روحی عليه دستگير شدگان، به منظور اعتراف گيری و نمايش شوهای مضحک و تکراری اعتراف و توبه، نسبت به طرح سازمانيافته برخورد با احزاب و تشکل های سياسی هشدار می دهد و خواهان آزادی هر چه سريعتر دستگير شدگان است. طراحان و مجريان اين سناريوی رسوا بايد بدانند که محو جمهوريت و حاکم ساختن استبداد بر جامعه آگاه ايران، رؤيايی است که هرگز تعبير نخواهد شد. اقتدار گرايان با اين گونه اقدامات عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. سازمان همچنين نگرانی عميق خود را از شرايط نگهداری وضعيت جسمانی دانشجويان، روزنامه نگاران و فعالان سياسی و حزبی بازداشت شده اعلام می دارد و محروميت آنان از بديهی ترين حقوق قانونی از جمله حق داشتن وکيل را نقض آشکار قانون می داند.
امروز سئوال مردم ما اين است آيا قوه قضائيه کشور و رياست آن از اين حد از استقلال و آزادی عمل برخوردار هستند که هيئت بی طرفی را مأمور بازديد از زندانها، رسيدگی به وضعيت صدها دانشجو، روزنامه نگار و فعال سياسی دربند کنند و حد اقل امکان دسترسی ايشان را به وکيل فراهم کنند تا دستکم بتوانند به دستگيری غير قانونی خود اعتراض کنند؟ آيا کميسيون امنيت ملی مجلس شورای اسلامی به جای ملاقات های تبليغاتی با اين و آن از اين حد از قدرت برخوردار است که بتواند با بازديد از زندانها و محل نگهداری دستگير شدگان، امنيت جانی و حقوقی صدها زندانی سياسی را تضمين کند؟

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران
۷/۴/۸۸


 

نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 10:23 موضوع رییس جمهور دهم | لینک ثابت


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting