مادر باردار انسانیت است. او از طریق مبدا جسمی واقع شدن برای انسان وگشایشگر جهان برای فرزند خویش شدن، چون روزنه ای نور را از خود می گذراند. انسان ناخود آگاه خود را از مادر می یابد و مادر فرزند را از خود می بیند. امکان مادری امکان تجربه ی انسان زایی است از این رو زن نسبت نزدیکی با انسان دارد. تو گویی زن در دوران حاملگی انسان را در خود می یابد و آن را حمل می کند. اگر چه می توان مادربودگی را نه خصلتی ذاتی بلکه حاصل تلقین اجتماع در نظر آورد اما این خصلت شرافتی هم عرض انسانیت است. اگر چه محبت مادر به فرزند خویش بسیار شدید و در بر گیرنده است و کمتر می توان جبران محبت بیکران مادری را نمود اما صرف مادری خود می تواند نشانگر جایگاه انسانی این وضع باشد.
اگر بتوان آینده را به عنوان مسیری برای پیش رفتن انسان و ظهور انسانیت در نظر آورد و اگر امروز را در مقایسه با گذشته انسانی تر دید و یا حتی تاریخ را محل وقوع حماسه ها و داستان های انسانی لحاظ نمود . این تنها مادران تاریخ بوده اند که با به فعل رساندن انسانها، زمینه ساز عبور قافله ی تاریخ بوده اند. مادر در بطن تاریخ ناپیدا و چون بودی زیرین، نمود های رویین انسانی را بر می آورد را بر می آورد. آری مادر باردار انسانیت است نفس مادر فیزیکی اگر چه محبت مادرانه از حد فهم فرا تر می رود و سوختن مادرانه انسانیت بالفعل را نشان می دهد. رد شدن از کنار زن و مادر، رد شدن از محبت مادرانه و صلح و عشق و دوستی است. زن نه به عنوان موجودی احساسی، بلکه به عنوان موجودی خاص، خود را چون نیمه ی روشن جهان می نمایاند. نیمه ای که در زیر تغلب مردانه، پنهان مانده بوده است و امروز شاید با ابزاری مردانه حقوق مردانه را می طلبد. زن اگر چه مادر می شود اما در زنانگی تفاوتی تاریخی با مرد را باز تاب می دهد. تفاوت نادیده ی زن، او را چون مرد بازیگر شرایط موجود می سازد. زن عامل تاریخ مردانه می شود و محبت مادرانه در دنیای مردانه جایگاهی نمی یابد و خشونت جهان حاضر را در بر می گیرد.
خانواده می تواند با تکریم زن و محور قرار دادن روحیه زنانه از خشونت غالب کنونی فرا گذرد و این بار بتواند جهانی عاری از خشونت را با تکیه بر تفاهم انسانی و صلح بنیان نهد. اگر زن و مادر مدام سانسور شده اند و مدام تاریخ را شمشیر و مردان ساخته اند اینک شاید موقع آن رسیده باشد تا به مادر برگردیم و خود را متعلق به محبتی بی کران بدانیم و سعی نماییم چون مادر با جهان خویش رفتار نماییم. توسل به مقام مادر توسل به مهر و صبر و آرامش است بازگشت به نقد جزم های مردانه و خود ساخته ی تاریخ. اگرچه نمی توان از گفتار حاضر نتیجه گرفت که تاریخ مردانه و زنانه داریم و مرد و زن بر بنایی فیزیولوژیک، متباینان اند اما باید در نظر داشت که زنانه و مردانه بودن تفاوت هایی ممکن برای انسان اند. حال شاید نوبت « رسیده باشد که مادرانه به جهان نگریست.
***
اما امروز میلاد فاطمه (س) است. زنی که نور سبز علوی را از خود می گذراند و حقیقت را نقش می زند. صبر فاطمه و فعالیت بی وقفه اش در راه پدر نشاندهنده حرکت سیاسی و فعالیت اساسی زن در اسلام می باشد. محبت علوی نسبت به فاطمه(س) نشاندهنده روحیه زنانه شیعه است.و دوست داشتن زنی و توسل به زنی و چاره جویی از زنی که نه تنها پاک بود ونمادی مذهبی که همچنین فعالی تاریخی بود و محوری برای اعتراض و عصیان. امروز زاده شدن دنیایی دیگر است. دنیایی با نمادی زنانه دنیایی با روحی محبت آمیز و غمگینانه. شاید باید امروز چون فاطمه غم حقیقت را به صبر بر نشست. میلاد آن دردانه را به همه انسان ها تبریک می گویم.
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1387/04/04 ساعت 17:35 موضوع ایام گرامی | لینک ثابت
ایمان یافتن پناه است ،آسوده شدن و معنا و شخصیت یافتن. ایمان یافتن خانه است و از سرگردانی در دیار دیگران رها شدن. و حج نشانه و سمبل و شاید جشنی است واجب برای خانه دار شدن برای کسی که می تواند برود و برگردد و بر زندگی مادی اش لطمه ای نخورد. عید قربان قرار گرفتن حاجی در سنت ابراهیمی است عضو آل ابرهیم شدن است و نیز نشانه ای از اسلام و تسلیم در برابر مطلق متعال خداوند سبحان. ایمان رهایی از مادیات است اما رها کردن مادیان نیست. با ایمان انسان ارتقا می یابد و وضع مادی نیز ارتقا می بخشد. خانه داری مومن اعتزال (کناره گیری) در خویش است اما این به معنی انتزاع(جدا شدگی) او از دیگری نیست. همین است که انسان مومن سازنده ی جامعه نیز هست از طریق اصلاح خویش و همین است که خود شناسی خداشناسی است. حج نشانه است اما این باعث نمی شود تنها نشانه باشد. مسجد الحرام خود در مادیت خویش هم مکانی مقدس است. مکانی پاک که خدایش بیت خوانده است بیتی که ابراهیمش، نوحش بنیان نهاده است. کعبه تجلی روح در ماده است و چه مومنانی چه مومنانی که در آن نگردیده اند و جامعه را ارتقاء نداده اند انگار دیروز بود که امام حسین علیه السلام از کعبه عزم کوفه نمود و تاریخ را دیگر گونه ساخت.
در این جهان از خود بیگانه ایمان تنها یک ژست نیست بازتولید سنت هم هست باز تولید سنت اسلامی که محلی است برای ایمان راستین. عید قربان یکی از نشانه های این نجات جهانی و انسانی است. این عید را بر تک تک دوستان، ایرانیان، مسلمانان و جهانیان تبریک می گویم.
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1386/09/28 ساعت 16:41 موضوع ایام گرامی | لینک ثابت
فردا میلاد امام هشتم ماست اما می گویند و گفته می شود و درست است که امام رضا(ع) غریب بود و ما لابد آشنا به این دیار اما از سویی دیگر اگر او در خراسان غریب بود در عرصه وجود آشنا بود و این ماییم که غریبیم. امام آشنا به عرصه ی وجود بود و می دانست صحیح کدام است. او هر جا که بود آشنا به زمان و مکان خود بود این اعراض او را مانع از آن نمی شد که حقیقت را در یابد. امام رضا از آن رو که امام بود نوری از وجود بود به مراتبی بالا و ما شیعیان از این روست که وقتی مشهد می رویم احساس آشنایی داریم. ماییم که غریبیم و از آن آشنا کسب آشنایی می کنیم و اشتیاق زیارت آقا حاصل درد دور افتادگی و درماندگی ماست. میلاد امام مرا به یاد حرم آشنایش می اندازد و کرامتش و اینکه وقتی آنجایی می یابی که در خانه ای هرچند خانه ات در آذربایجان باشد. آن سوی ایران. اما امام در خانه اش راهت می دهد. امیدوارم توفیق آشنا بودن نصیبمان گردد. میلاد امام غریب آشنا مبارکتان باشد.
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در چهارشنبه 1386/08/30 ساعت 17:28 موضوع ایام گرامی | لینک ثابت

سالروز وفات سردار ملي ستار خان آن مرد بزرگ كه افتخارش اسلام و آرمانش آزادي ملت بود را به همه ي دوستان تسليت عرض مي كنم.
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1386/08/24 ساعت 22:13 موضوع ایام گرامی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

میاندوآبی (قوشاچاي هم خوانده مي شود)هستم. شهری بین دو رود زرینه رود (جيغاتی) و سیمینه رود (تاتائو) در استان آذربایجان غربی. در پاییز 61 در تبریز اولین بار چشم هایم را گشودم اما چیزی از آن موقع به یاد ندارم فقط شنیده ام و در شناسنامه ام نوشته اند که این طور بود. نامم را به عاریه از میثم تمار یار علی (ع) گرفتند. بچه که بودم زیاد حرف می زدم و بسیار پر چانه بودم. مفتخرم که تا امروز این خصیصه را حفظ کرده ام.
اندیشیدن رکن شریف انسان است. و اندیشیدن به تنهایی معنایی انسانی نمی یابد. حرکتی دیگر کوششی برای اندیشیدن است اما اندیشیدن به نحوی دیگر. به نحوی اندیشمندانه تر. تا رکن شریف را ارجی نهم و با در معرض نقد قرار دادن اندیشه هایم به اصلاح خویش بپردازم.
فلسفه خوانده ام اما در دوران دانشگاه یک پایم در سیاست بود. نمی دانم هنوز که من موجودی سیاسی بودم یا سیاست زده. مرده ریگی از دوران شور سیاسی. اما می دانم که وجه نظرم عوض شد و این تعویض وبلاگ نشانه ی تعویض رویکرد نیز می باشد. اگر چه فلسفه خواندن برای مدرک گرفتن به سر انجام رسید و ما دانشگاه علامه را ترک گفتیم اما فلسفه معنای خود را نه در مدرک که در فلسفیدن می یابد. بیشتر از هر چیزی این فلسفیدن است که مرا به خود جلب می کند. و حرکتی دیگر حرکت به سوی فلسفیدن است. از این رو در بخش انتقادات و تحلیلات اگر مطلبی غیر فلسفی ملاحظه شد این از آن روست که موضوع فلسفه تنها معقولات و انتزاعیات نیست. خواهم کوشید بیشتر به فلسفه به معنای آکادمیک و کلاسیک بپردازم (تاجایی که بتوانم و شایسته اش باشم) و سیاه مشق هایم بیشتر بر این اساس نوشته شوند اما پرداختن به سایر موضوعات با متد فلسفی و انتزاعی خواهد بود ان شا الله.
اجازه بدهید شعر عنوان وبلاگ گذشته را بار دیگر بخوانم تا راه در پرتو این توصیف کلی شیخ اجل روشنایی نسبی یابد:
به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل
اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
فلسفه اسلامی به زبان ساده
ایام گرامی
انتقادات و تحلیلات
گزارش هايي از تاريخ فلسفه
نقل قول هایی مستقیم
تصاويري از روزمرگي
پيوندها:اينجانب مسئوليتي در قبال مطالب نوشته شده در وب هاي پيوند ندارد
برادرم: حميد قهوه چيان
فيلسوف 319: سجاد زند
آقای انجمن: سید علیرضا موسوی
شاعري جاويد: محمد نوين
دوباره کورسویی اما نه دیگر سرخ: مرتضی اصلاحچی
یک لیبرال انتقادی: رشید اسماعیلی
مردي در راه عرفان برابري و آزادي: مجتبي نجفي
آقاي ژورناليست: فريد مدرسي
انديشه در ايكنا: مرتضي صفايي
اولين دبير انجمن علامه اي كه من ديدم: هادي كهال زاده
ترم دو بود كه تعليق شد: امير حسين ايرجي
استاد فلسفيدن: ميثم اماني
زیر درخت زرد آلو: مهران هژبر
يك كارگزاراني ذاتي: مصطفي فروزان
بام اضطراب: مهدي فخر
دانشجويي با تخصص حقوق كيفري: پدرام صادقيه
بيگاه نويسي كه نمي خواهد از درد بنالد: محمد منصوري
گزارش هايي زنده و خواندني از زندگي در مونترال: رضا نامداري
نوشته هاي فرزندي از ديار سلدوز: سجاد معين فر
فکر می کند آدم بدی است! مریم چترچی
آپلود تصوير
دايره المعارف فلسفي استانفورد
مردي براي عذاب كشيدن: محمد محمودي
دوست گرامي: حسين فراستخواه
دوست دوران راهنمايي و پيرو خط رهبري: سجاد دين پرست
از ياران دانشكده حقوق و علوم سياسي: علي بزرگيان
خواندني هاي پيشنهادي
(مصاحبه کننده مرتضی صفایی)احسان شريعتی: عقلانيت قرآنی نوشتارمحور است
محمد علي ابطحي: كريسمس
مصطفي فروزان:زندگی و آثار یورگن هابرماس (2)
محمد نوین: یلدا؛ زادروز ایزد مهر
محمد نوین(و یک شعر بی نظیر): و می خندی به ریشهای تنکم
مجتبی نجفی: تحلیل لوموند از گزارش اخیر سازمان اطلاعات امریکا
گفت و گو با پوران شريعت رضوي به بهانه دوم آذر سالگرد تولد دکتر شريعتي
میثم امانی: در باره متنی از قدیس برنار درتاکید اهمیت خود شناسی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY