انسان و طبيعت و رفتار و روانشناسي و وظايف و سرنوشت او، در واقع، همان اندازه از اشتغالات مركزي انديشهي قرآني است كه مسئله خدا چنين است. آنچه خدا هست و ميگويد و ميكند، مسئلهاي است كه اگر نگوييم انحصارا بايد بگوييم به صورت عمده در ارتباط با اين مسئله كه انسان چگونه در برابر آن واكنش نشان مي دهد طرح ميشود. انديشه قرآني به عنوان يك كل با مسئله نجات و رستگاري موجودات بشري سروكار دارد.
خدا و انسان در قرآن؛ ايزوتسوتوشيهيكو؛ احمد آرام؛شركت سهامي انتشارات؛ 1384؛ چاپ پنجم؛ تهران
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1387/02/10 ساعت 9:41 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
و چون این عالم، دارای حرکت جوهری بوده و ذاتا پویاست، ذاتش عین تحول و تغییر خواهد بود و به همین دلیل استناد آن به یک علت ثابت روا می باشد. به این صورت که آفریننده ای که خود ثابت است موجود متحول را می آفریند نه اینکه شی را متحول گرداند تا مشکل استناد متغیر به ثابت و ارتباط حادث با قدیم پیش آید.
طباطبایی محمد حسین، علی شیروانی، انتشارات الزهرا، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۳، صفحه۱۹۳
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در دوشنبه 1386/10/17 ساعت 17:36 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
...همواره چنین پندارید که مرگ چنگالهایش را در گلویتان انداخته است، و آرزوها و خوشیها سراسر از شما روی برتافته است. ...
علی علیه السلام، نهج البلاغه، محسن فارسی، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۵۹، صفحه ۸۲
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در سه شنبه 1386/10/11 ساعت 11:13 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
به عقيده ي برگسون دو گونه اخلاق وجود دارد: بسته و باز. اخلاق بسته از همگاني و كلي ترين پديده هاي زندگي مشتق مي شود. و آن عبارت است از فشاري كه از سوي جامعه وارد مي شود، و اعمال هماهنگ با آن خود بخود غريزه گونه انجام مي گيرند. اين اخلاق تنها درموارد استثنايي به پيكاري ميان فرد و اجتماعي مي انجامد. اخلاق بسته غير شخصي و از سه لحاظ بسته است: هدف آن نگهداشت عادتهاي اجتماعي است. خصلت فردي را با خصلت اجتماعي تقريبا بكلي يكي مي سازد، چنانكه روح همواره در يك و همان دايره مي چرخد و سر انجام اخلاق بسته هميشه وظيفه ي گروه محدودي است و هرگز نمي تواند براي همه ي بشريت معتبر باشد، زيرا همبستگي اجتماعي، كه اين اخلاق الزام آور آن است، تا حد بسيار بر پايه ي ضرورت دفاع از خود بنياد شده است. در كنار اين اخلاق بي قيد و شرط بسته ي موظف كننده، آن ديگري، يعني اخلاق باز يافت مي شود. اين در شخصيت هاي برجسته نظير قديسان و قهرمانان، يه نحوي مجسم آشكار مي شود. اين اخلاق مبتني بر جامعه نيست؛ بلكه اساسا پيشرو و آفريننده است. بدان معنا باز است كه همه ي زندگي را عشق فرا مي برد؛ حتي بالاتر، احساس آزادي مي بخشد و با بنياد زندگي همسان و يكي است. از يك هيجان و جنبش ژرف عاطفي پديد مي آيد كه همانند احساسي كه در اثر موسيقي بر انگيخته مي شود داراي موضوع عيني نيست. در واقعيت نه اخلاق بسته و نه اخلاق باز هرگز به شكل ناب يافت نمي شوند، زيرا هر تلاش [ اخلاقي ]بسادگي در جست و جوي آن است كه به صورت الزام هماهنگ تبلور پيدا يابد؛ و الزام به نوبه ي خود مي كوشد كه آن تلاش را در بر گيرد. اين دو نيرو [ شوق و الزام ] ، كه از آنها يكي زير عقلاني و دگري زبر عقلاني است، در پهنه ي هوش شكل مي گيرد؛ و بدين علت زندگي اخلاقي زندگي ناب عقلاني است. با وجود اين، در اصل، اخلاق عبارت بسته و باز دو تظاهر مكمل از يك جهش زيستي اند. بوخنسکی ا.م، فلسفه معاصر اروپایی، شرف الدین خراسانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۹، ص ۸۸-۸۹
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1386/10/06 ساعت 8:27 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
خداوند را فرشته ای است که همه روزه ندا در می دهد: برای مرگ بزائید، برای نابودی جمع نمائید، و برای برای ویرانی بسازید که پس از حسرت به آن بنگرید و دستها را به هم بسائید.
*
دنیا جای گذر است نه سرای ماندن و اقامت کردن، و مردم در آن بر دو دسته اند: دسته ای که خود را در بازار هوی و هوس می فروشند و هلاک می شوند، و دسته ای دیگر تن و جانشان را چون بردگان می خرند و پس از آن آنها را آزاد کرده به راهی که خدا پیش پایشان می گذارد می روند.
علی علیه السلام، نهج البلاغه، محسن فارسی، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۵۹، صفحه ۴۸۸
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در شنبه 1386/10/01 ساعت 13:58 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
و این همان کلام بلند امیر المومنین (علیه السلام) است که فرمود:
او درون اشیاء است، اما نه به گونه ای که آمیخته با آنها باشد و بیرون اشیاء است، اما نه نحوی که جدا از آنها باشد.(توحید صدوق، باب ۴۳، ص ۳۰۶، حدیث اول)
و در جای دیگر می فرماید:
او درون اشیاء است، بدون حالت و. چگونگی خاص. ( توحید باب ۲، ص ۷۸، حدیث ۴)
همچنین مسعودی در اثبات الوصیه نقل می کند که علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرمود:
پس تو از هر نقصی منزهی، همه چیز را پر کرده ای و از همه چیز جدایی، پس چیزی فاقد تو نیست و تو هر چه بخواهی انجام می دهی، بزرگی ای کسی که هر چه به فهم آید آفریده ی توست و هر چه محدود است ساخته ی توست.(اثبات الوصیه، خطبه علی( علیه السلام) بعد از وفات النبی(صلی الله علیه و آله) ص ۱۰۷)
سید محمد حسین،طباطبایی،بدایه الحکمه،علی شیروانی (شارح)،جلد چهارم،چاپ ششم،تهران،۱۳۸۶
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در یکشنبه 1386/09/25 ساعت 19:59 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
سخنی با ابوذر غفاری
اي ابوذر تو براي خشنودي خدا خشمگين شدي پس به لطف او اميدوار باش. اين گروه بر آنچه در اين دنيا به دست آورده اند از تو كه بيش از اين رسوايشان نكني هراسيدند، و توهم از اينكه مبادا فريبشان را بخوري و دين و ايمانت را از دست بدهي[،] دوري از دوستان و خويشاوندان و تاب بدي آب و هواي اين سامان را كه به سويش رهسپاري به خود خريدي. چقدر ايشان به چيز هايي كه تو آنها را منعشان كردي نيازمندند، و چه بسيار تو به خوشيهاي زندگي كه از آنها بي بهره ات ساختند بي نيازي! فرداي رستاخيز خواهي ديد كه چه كسي برنده است، و كداميك بازنده است؟! اگر درهاي زمينها و آسمانها به روي بنده يي بسته شود ولي بنده پاكدل و پرهيزكار باشد و سر به شكوه بر نيارد، هر آينه خداوند راه نجاتي پيش پايش بگذارد . آري، در اين غربتكده چيزي جز حق تو را مأنوس نمي سازد، و غير از باطل به وحشتت نمي اندازد. چنانچه دنياي آنان را مي پذيرفتي بي گمان دوستت مي داشتند، و در صورتي كه به اندكي از آن دل مي بستي ديگر آزارت نمي دادند و آسوده و آرامت مي گذاشتند.
نهج البلاغه؛ ترجمه محسن فارسي؛ چاپ پنجم؛ تهران؛ 1359
نوشته شده توسط میثم قهوه چیان در پنجشنبه 1386/09/22 ساعت 11:34 موضوع نقل قول هایی مستقیم | لینک ثابت
درباره وبلاگ

میاندوآبی (قوشاچاي هم خوانده مي شود)هستم. شهری بین دو رود زرینه رود (جيغاتی) و سیمینه رود (تاتائو) در استان آذربایجان غربی. در پاییز 61 در تبریز اولین بار چشم هایم را گشودم اما چیزی از آن موقع به یاد ندارم فقط شنیده ام و در شناسنامه ام نوشته اند که این طور بود. نامم را به عاریه از میثم تمار یار علی (ع) گرفتند. بچه که بودم زیاد حرف می زدم و بسیار پر چانه بودم. مفتخرم که تا امروز این خصیصه را حفظ کرده ام.
اندیشیدن رکن شریف انسان است. و اندیشیدن به تنهایی معنایی انسانی نمی یابد. حرکتی دیگر کوششی برای اندیشیدن است اما اندیشیدن به نحوی دیگر. به نحوی اندیشمندانه تر. تا رکن شریف را ارجی نهم و با در معرض نقد قرار دادن اندیشه هایم به اصلاح خویش بپردازم.
فلسفه خوانده ام اما در دوران دانشگاه یک پایم در سیاست بود. نمی دانم هنوز که من موجودی سیاسی بودم یا سیاست زده. مرده ریگی از دوران شور سیاسی. اما می دانم که وجه نظرم عوض شد و این تعویض وبلاگ نشانه ی تعویض رویکرد نیز می باشد. اگر چه فلسفه خواندن برای مدرک گرفتن به سر انجام رسید و ما دانشگاه علامه را ترک گفتیم اما فلسفه معنای خود را نه در مدرک که در فلسفیدن می یابد. بیشتر از هر چیزی این فلسفیدن است که مرا به خود جلب می کند. و حرکتی دیگر حرکت به سوی فلسفیدن است. از این رو در بخش انتقادات و تحلیلات اگر مطلبی غیر فلسفی ملاحظه شد این از آن روست که موضوع فلسفه تنها معقولات و انتزاعیات نیست. خواهم کوشید بیشتر به فلسفه به معنای آکادمیک و کلاسیک بپردازم (تاجایی که بتوانم و شایسته اش باشم) و سیاه مشق هایم بیشتر بر این اساس نوشته شوند اما پرداختن به سایر موضوعات با متد فلسفی و انتزاعی خواهد بود ان شا الله.
اجازه بدهید شعر عنوان وبلاگ گذشته را بار دیگر بخوانم تا راه در پرتو این توصیف کلی شیخ اجل روشنایی نسبی یابد:
به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل
اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
فلسفه اسلامی به زبان ساده
ایام گرامی
انتقادات و تحلیلات
گزارش هايي از تاريخ فلسفه
نقل قول هایی مستقیم
تصاويري از روزمرگي
پيوندها:اينجانب مسئوليتي در قبال مطالب نوشته شده در وب هاي پيوند ندارد
برادرم: حميد قهوه چيان
فيلسوف 319: سجاد زند
آقای انجمن: سید علیرضا موسوی
شاعري جاويد: محمد نوين
دوباره کورسویی اما نه دیگر سرخ: مرتضی اصلاحچی
یک لیبرال انتقادی: رشید اسماعیلی
مردي در راه عرفان برابري و آزادي: مجتبي نجفي
آقاي ژورناليست: فريد مدرسي
انديشه در ايكنا: مرتضي صفايي
اولين دبير انجمن علامه اي كه من ديدم: هادي كهال زاده
ترم دو بود كه تعليق شد: امير حسين ايرجي
استاد فلسفيدن: ميثم اماني
زیر درخت زرد آلو: مهران هژبر
يك كارگزاراني ذاتي: مصطفي فروزان
بام اضطراب: مهدي فخر
دانشجويي با تخصص حقوق كيفري: پدرام صادقيه
بيگاه نويسي كه نمي خواهد از درد بنالد: محمد منصوري
گزارش هايي زنده و خواندني از زندگي در مونترال: رضا نامداري
نوشته هاي فرزندي از ديار سلدوز: سجاد معين فر
فکر می کند آدم بدی است! مریم چترچی
آپلود تصوير
دايره المعارف فلسفي استانفورد
مردي براي عذاب كشيدن: محمد محمودي
دوست گرامي: حسين فراستخواه
دوست دوران راهنمايي و پيرو خط رهبري: سجاد دين پرست
از ياران دانشكده حقوق و علوم سياسي: علي بزرگيان
خواندني هاي پيشنهادي
(مصاحبه کننده مرتضی صفایی)احسان شريعتی: عقلانيت قرآنی نوشتارمحور است
محمد علي ابطحي: كريسمس
مصطفي فروزان:زندگی و آثار یورگن هابرماس (2)
محمد نوین: یلدا؛ زادروز ایزد مهر
محمد نوین(و یک شعر بی نظیر): و می خندی به ریشهای تنکم
مجتبی نجفی: تحلیل لوموند از گزارش اخیر سازمان اطلاعات امریکا
گفت و گو با پوران شريعت رضوي به بهانه دوم آذر سالگرد تولد دکتر شريعتي
میثم امانی: در باره متنی از قدیس برنار درتاکید اهمیت خود شناسی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY