<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حرکتی دیگر</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم. هیچ امتی نه از اجل خود پیشی می گیرد و نه باز پس می ماند (مومنون/43)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 06 Jul 2008 06:54:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>در نقد وضع انجمن های اسلامی</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;بارها شفاها و کتبا انتقاداتی به تحکیم وارد شده است اما تحکیم چون یک موجود مقدس به حیات پر اشکالش ادامه می دهد. مرده ریگ موجود به نام تحکیم نهادی مرده او فاقد وجود است چه، اگر دارای حیات بود به حل امراض خود می پرداخت امراضی که اکنون همه می توانند آن را ببینند. امراضی که اگر سال ها قبل پنهان بود و زیر نقاب قهرمان های خود پنهان شده بود. امروز در فضای قحط الرجالی اش رخ می نماید. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;وقتی موجودیتی فاقد خواصی است که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;با آن تعریف می شود می توان در موجودیتش شک نمود. متأسفانه سیر سرگردانی دانشجویان انجمنی آنها را به نبردی درونی کشانده است، نبردی که نه ریشه در باطل بودن طرفین بلکه صحبت از اشکالاتی در بنیاد های مناسبات انجمنی دارد. هر کدام از طرفین درگیر مشیی چون هم دارند و اختلافاتشان حاصل اشتراکاتشان می باشد. وضع حاضر اوج نمایش درونه ای پوسیده است که سال ها پیش مرده بوده و امروز تنها می توان بوی آن را شنید. می توان امروز باز بوی مرگ تحکیم را شنید و خود را به نشنیدن زد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;متن حاضر ناظر بر شناسایی کاستی های کلیی است که موجودیت انجمن های اسلامی را منتفی کرده است. انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت در عین بودنش کارکرد های حقیقی خود را دیگر ندارد معدوم است. اکنون انجمن ها به جای آنکه زبان مطالبات باشند چونان مبارزانی برای هیچ همدیگر را به خیانت به خود و به آرمان که معلوم نیست اصولا چیست متهم می کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اندیشه درونی انجمن های اسلامی که اکنون آن را دموکراسی تأمین می کند، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در مناسبات درونی آن جاری نیست. در فقدان تشکیلات دموکراتیک انجمن ها به خواست چند فرد حرکت نموده اند. وقتی افراد دارای ایدئولوژی و مشی خاص سیاسی بودند تشکیلات از انسجام برخوردار بود و وقتی آنها فاقد اندیشه و صرفا انسانهایی هیجان زده و دردشناس بودند انجمن ها در بهترین وضعیت پاتوقی روشنفکری و در عموم اوقات محلی برای تمرین مهارت های زیرآب زنی و دورهای با سرعت بالا بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به جان هم افتادن اعضاء کنونی و سابق انجمن های اسلامی حاصل محوریت نام و عنوان به جای آرمان و هدف در تشکیلات انجمن های اسلامی است. انجمن های اسلامی پس از عبور از اسلام رسمی، اسلام روشنفکری، و سکولاریسم هیچ سنتی را در خویش برای رفع اختلافات همدیگر ندارند. تعین شورای مرکزی بعدی در شورای مرکزی قبلی نشانه ی بی اهمیتی و لا موضوعی مجمع عمومی و در نتیجه انجمن های اسلامی است. دفتر تحکیم وحدت یا شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی به عنوان رأس و جوهر فکری و تشکیلاتی انجمن های اسلامی مصداق نابودی آن است. جزئیات خبر از کلیات می دهند. بارها شاهد بوده ایم که در جلسات حسینیه ارشاد که به اصطلاح تحکیم، دعوت کننده بوده؛ اعضاء شورای مرکزی تحکیم در مقابل در حسینیه، به بررسی شرایط جاری و دید و باز دید اعضاء می پردازند و حتی نام مدعوین را نمی دانند. بی اهمیت شدن متن و اهمیت یافتن حاشیه، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نشان از حاشیه شدن و بی اهمیت و بی تاثیر شدن تحکیم دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;تحکیم به خود می بالد که توانسته است از پتانسیل ها و حضور اعتراضی دانشجویان را نشان دهد. او در میان از خود چیزی نداشته است بلکه تنها چونان یک آینه عمل کرده است. انجمن های اسلامی هیچ عملکردی در درون تشکیلات نداشته اند. حرفهای زنانه کنونی تنها می تواندانعکاسی باشد از عدم انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 06:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزهای ساختمانی</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 530px; HEIGHT: 401px&quot; height=418 alt=&quot;بتن ریزی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/2ep1o1t.jpg&quot; width=530 align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 09:54:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادر باردار انسانیت است</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مادر باردار انسانیت است. او از طریق مبدا جسمی واقع شدن برای انسان وگشایشگر جهان برای فرزند خویش شدن، چون روزنه ای نور را از خود می گذراند. انسان ناخود آگاه خود را از مادر می یابد و مادر فرزند را از خود می بیند. امکان مادری امکان تجربه ی انسان زایی است از این رو زن نسبت نزدیکی با انسان دارد. تو گویی زن در دوران حاملگی انسان را در خود می یابد و آن را حمل می کند. اگر چه می توان مادربودگی را نه خصلتی ذاتی بلکه حاصل تلقین اجتماع در نظر آورد اما این خصلت شرافتی هم عرض انسانیت است. اگر چه محبت مادر به فرزند خویش بسیار شدید و در بر گیرنده است و کمتر می توان جبران محبت بیکران مادری را نمود اما صرف مادری خود می تواند نشانگر جایگاه انسانی این وضع باشد. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگر بتوان آینده را به عنوان مسیری برای پیش رفتن انسان و ظهور انسانیت در نظر آورد و اگر امروز را در مقایسه با گذشته انسانی تر دید و یا حتی تاریخ را محل وقوع حماسه ها و داستان های انسانی لحاظ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نمود . این تنها مادران تاریخ بوده اند که با به فعل رساندن انسانها، زمینه ساز عبور قافله ی تاریخ بوده اند. مادر در بطن تاریخ ناپیدا و چون بودی زیرین، نمود های رویین انسانی را بر می آورد را بر می آورد. آری مادر باردار انسانیت است نفس مادر فیزیکی اگر چه محبت مادرانه از حد فهم فرا تر می رود و سوختن مادرانه انسانیت بالفعل را نشان می دهد. رد شدن از کنار زن و مادر، رد شدن از محبت مادرانه و صلح و عشق و دوستی است. زن نه به عنوان موجودی احساسی، بلکه به عنوان موجودی خاص، خود را چون نیمه ی روشن جهان می نمایاند. نیمه ای که در زیر تغلب مردانه، پنهان مانده بوده است و امروز شاید با ابزاری مردانه حقوق مردانه را می طلبد. زن اگر چه مادر می شود اما در زنانگی تفاوتی تاریخی با مرد را باز تاب می دهد. تفاوت نادیده ی زن، او را چون مرد بازیگر شرایط موجود می سازد. زن عامل تاریخ مردانه می شود و محبت مادرانه در دنیای مردانه جایگاهی نمی یابد و خشونت جهان حاضر را در بر می گیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خانواده می تواند با تکریم زن و محور قرار دادن روحیه زنانه از خشونت غالب کنونی فرا گذرد و این بار بتواند جهانی عاری از خشونت را با تکیه بر تفاهم انسانی و صلح &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بنیان نهد. اگر زن و مادر مدام سانسور شده اند و مدام &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تاریخ را شمشیر و مردان ساخته اند اینک شاید موقع آن رسیده باشد تا به مادر برگردیم و خود را متعلق به محبتی بی کران بدانیم و سعی نماییم چون مادر با جهان خویش رفتار نماییم. توسل به مقام مادر توسل به مهر و صبر و آرامش است بازگشت به نقد جزم های مردانه و خود ساخته ی تاریخ. اگرچه نمی توان از گفتار حاضر نتیجه گرفت که تاریخ مردانه و زنانه داریم و مرد و زن بر بنایی فیزیولوژیک، متباینان اند اما باید در نظر داشت که زنانه و مردانه بودن تفاوت هایی ممکن برای انسان اند. حال شاید نوبت « رسیده باشد که مادرانه به جهان نگریست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;***&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اما امروز میلاد فاطمه (س) است. زنی که نور سبز علوی را از خود می گذراند و حقیقت را نقش می&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;زند. صبر فاطمه و فعالیت بی وقفه اش در راه پدر نشاندهنده حرکت سیاسی و فعالیت اساسی زن در اسلام می باشد. محبت علوی نسبت به فاطمه(س) نشاندهنده روحیه زنانه شیعه است.و دوست داشتن زنی و توسل به زنی و چاره جویی از زنی که نه تنها پاک بود ونمادی مذهبی که همچنین فعالی تاریخی بود و محوری برای اعتراض و عصیان. امروز زاده شدن دنیایی دیگر است. دنیایی با نمادی زنانه دنیایی با روحی محبت آمیز و غمگینانه. شاید باید امروز چون فاطمه غم حقیقت را به صبر بر نشست. میلاد آن دردانه را به همه انسان ها تبریک می گویم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 14:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وضعیت دشوار اصلاحطلبان و امکان تکرار دوم خرداد</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در حالی که دولت احمدی نژاد اصولگرایان را به شک انداخته است و احتمال مطرح شدن دیگر کاندیداهای اصولگرا می رود، اصلاحطلبان از یک گزینه قوی به یک گزینه محتمل و غیر متفاوت با رقیب افول کرده اند. پس از 4 سال از دوران خاتمی امروز تفاوت های اصولگرایان و اصلاحطلبان رنگ باخته است. دوقطبی دوران دوم خرداد پایان یافته و در درون اصلاحطلبان نیز مرز بندی های خود ساخته ای نیز دیده می شود.تکثر به گون ای است که دیگر نمی توان از اصلاحطلبان به عنوان یک اردوگاه متحد یاد کرد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این وضع جدید اصلاحطلبان آنها را با چالشی اساسی مواجه خواهد نمود. چرا که گزینه ای مانند شهردار – سردار قالیباف خواهد توانست با کارنامه ای روشن نما در مقابل 8 سال خاطره ی دوران خاتمی مطرح گردد. با موفقیت ها و نا کامی هایش در مقابل قالیباف که با همکاری های به عمل آمده توانسته است تهران را بچرخاند و با عرضه اندام در مقابل احمدی نژاد آبرویی بخرد. قدرتمند شدن قالیباف را می توان در تعطیل شدن روزنامه اش( با شعار تهران امروز در اندیشه ی ایران فردا که احتمالا ترجمه می شد به&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شهردار تهران در اندیشه ی ریاست جمهوری ایران) دید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اصلاح طلبان در فقدان رسانه ی ارتباطی با مردم تبدیل به گزینه ای عادی شده اند. گزینه ای که در حافظه ی مردم تنها در صورتی می تواند درخشان بنماید که با دوران احمدی نژاد مقایسه شود. این مقایسه مستلزم بسیج نیروهای اصلاحطلب و نزدیکی به نخبگان جامعه است. نیروهایی که در جامعه پخش شده صدای اصلاحات را مکررا به فریاد به گوش مردم برسانند. در فقدان رسانه اصلاحطلبان نیاز به نیروهایی در جامعه دارند نیروهایی که بتوانند از مخاطب قرار بگیرند. البته مخاطب قراد دادن مستلزم مخاطب قرار گرفتن است و اصلاحطلبان باید بتوانند خود را نیز مخاطب قرار دهند. دانشجویان به عنوان حلقه ی واسط بین اصلاح طلبان و عموم مردم ایران می توانند جای خالی رسانه را پر نموده و به آگاه نمودن ملت بپردازند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اقناع دانشجویان به عنوان نیروهای مترقی و پیشرو در تاریخ ایران که در دوم خرداد 76 نیزتأثیر خود را نشان داده بودند می تواند خون تازه ای به تاریخ ایران بدواند. از این رو اصلاحطلبان مجبورند در فقدان رسانه به شیوه ای سنتی و اتفاقا تاثیر گذار تر دست به دامن دانشجویان شوند. چرا که در اکتفا به دستاورد های منفی دولت وقت، تنها خود را در سطح انتخابات&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;اخیر مجلس گزینه ای مستضعف نشان خواهند داد. چون از سویی با محذورات قانونی و فقدان نظارت روبرو خواهد شد و از سویی چون گزینه ای عادی به رقابت خواهد پرداخت. پیروزی در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری مستلزم این ارتباط گیری است. ارتباط گیری با دانشجویان ارتباط گیری با جامعه است. اکتفا به شاخه های دانشجویی کاری را پیش نخواهد برد. رقابت انتخابات آینده در شرایط نا برابر فعلی محتاج حماسه ای چون دوم خرداد است که تنها با نیروهایی چون دوم خرداد تکرار شدنی است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Jun 2008 16:23:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تغییر در واقعیت یا تغییر واقعیت</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;واقعیت روندی بالفعل دارد. تاریخ همواره دارای فعلیتی است و تغییر آن منوط به فعلیتی در خود تاریخ می باشد. واقعیت موجود به مثابه نهاد و واقعیت جزئی و متشخص است. در این وضع، وضعیت تاریخ به مثابه شخص، نمی توان تغییری کلی انجام داد. روند تا امروز یا تاریخ به مثابه شخص واحد است از این رو تغییر «آن» معنا ندارد بلکه تغییر «در آن» معنا می یابد. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;واقعیت به مثابه یک جزء فربه نیازمند تغییر جزئی است. زیرا تغییر کلی امر جزئی معنا ندارد. تغییر در واقعیت تغییر در قامت نهاد مطابق با واقعیت است. تغییری که ممکن است نتیجه دهد. تغییری که تغییر وافعیت است اگر چه ممکن است تحقق یابد نتیجه یافتنش ممتنع است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تغییر مدعی تغییر کلیت اگر چه صورت می گیرد اما واقعیت روند و حرکت خود را ادامه می دهد. این گونه نیست که واقعیت تغییر کند بلکه واقعیت مسیر خود را تغییر می دهد. تغییرات مدعی تغییر کلیت در نهایت به مثابه یک رویداد جزئی باقی می مانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;واقعیت را نمی توان ارزشگذاری اخلاقی نمود هر چند وقایع جزئی یا واقعیت ها را می توان مورد قضاوت قرار داد و در نهایت در اصلاح آنان عمل نمود. اما از سویی دیگر واقعیت به مثابه یک کل وقایع موجود را استمرار می دهد. از این رو اگر چه واقعیت یا روند حاکم تغییر نمی یابد بدون تغییرات جزئی واقعیت های کوچک و سنت حاکم موجود بی تغییر می ماند، از این رو اگر چه نمی توان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;واقعیتی دیگر پدید آورد و اگر چه نمی توان همه چیز را تغییر داد و دنیایی دیگر بر آورد اما می توان با تغییر وقایع کوچک و ایجاد نهاد ها و قوانین مسیر واقعیت را تغییر داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 12:18:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرنیته و سبك‌های جدید زندگی</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آفتاب- میثم قهوه‌چیان:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; وضع سبك‌های زندگی در ایران قرینه‌ای برای تحول و تغییر است. تغییر قضاوت‌ها و رواداری‌های نو در صحن عرصه‌عمومی، نشانه‌ای از تغییر پاره‌ای باورهای سنتی است. گویی سبك‌های زندگی جدید خبر از مدرنیزاسیون اجتماعی می دهد. اما سخن از این است، مدرنیزاسیون اجتماعی چگونه پیش می‌رود؟ آیا این روند خودآگاه است و یا ناخودآگاه؟ همچنین مدرنیزاسیون اجتماعی چه جایگاهی در سیر تجدد ایرانی دارد؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به نظر می‌رسد این وضع جدید در اجتماع ایران تغییری ناخودآگاه است و هنوز مانده است تا به خودآگاهی برسد. اما همین روند در آگاهی سنتی تاثیر گذار است و از همین روست که توسط خودآگاه سنتی محدود می‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن كس كه به دنبال سبكی دیگر در زندگی به غیر سبك سنتی است اغلب بسی غریزی و بر اساس تبلیغات بازار و مد یا بر اساس نیازهای انسانی یك انسان مدرن عمل می‌كند. اما آن‌كس كه به دنبال محدود‌سازی اوست می‌داند كه او در حال شكستن وضع قدیم است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان امروز با گسترش ارتباطات و نیز با پیچیده شدن مناسبات شهری تنها راه سنتی ماندن یا چون اجداد زیستن را ندارد، او سبك‌های جدیدی را بر می‌گزیند و در این انتخاب‌هاست که اجتماع ایرانی مدرن می‌گردد و مدرنیزاسیون اجتماعی پیش می‌رود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنوع در سبك‌های زندگی تحولی در ناخودآگاه جمعی است. هر چند این لزوما مقدم ِ تالی مدرنیته نمی‌باشد اما اگر این تغییر پشت بند خود تغییر در آگاهی و فرهنگ را داشته باشد می‌تواند به مدرن بودن انسان ایرانی نیز بیانجامد. گسترش سبك های جدید در سراسر اقلیم جغرافیایی مان خبر از گسترش ایده های نو می دهد. هر چند میزان گسترش ایده‌های نو به اندازه‌ی قرینه‌اش قابل اندازه‌گیری نباشد. می‌توان تنوع سبك‌های زندگی و نیز تغییرات فربه را در مناسبات اجتماعی دید اما هنوز یك شهروند فعال سیاسی و یا مناسبات مدرن و عقلانی را نمی توان به همان راحتی مشاهده كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اعتدال و رواداری بین مردم در ایران و گسترش آن، خاك پاكی است كه هم ریشه در سنت اسلامی دارد و هم زمینه ساز مدرنیتهِ‌ی تاریخی است. رواداری اجتماعی در بین مردم را می‌توان در تساهل والدین نسبت به انتخاب های جدید فرزندان ملاحظه نمود. والدین روادار، روادید عبور از وضع اجتماعی كهنه به نو را بی‌آنكه خود و فرزندانشان آگاه باشند صادر می‌كنند. نیز از سویی پذیرش دیگرگون بودن در اجتماع، آینده‌ای كم تنش‌تر را زمینه‌ساز می‌شود. با پذیرش زندگی متفاوت امكان پذیرش انسان متفاوت و دنیای متفاوت فراهم می‌گردد و با این امكان می‌توان پلورالیسم فرهنگی و به تبع سیاسی را كه از مقومات دموكراسی است، شاهد بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سویی دیگر این وضع، یعنی مدرنیزاسیون اجتماعی، می‌تواند پیامدهای منفی هم داشته باشد و به تنش و بحران بیانجامد چه، تا حدی نیز انجامیده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سویی ریشه‌داری اخلاق در سنت با تغییر ناخودآگاه به وضعیت نویی كه اخلاق در آن ریشه ندارد، بنیان اخلاق را سست می كند. اخلاق سنتی اگرچه ممكن است نقدهایی داشته باشد، اما بی تردید اخلاق است. وقتی ناخودآگاه اجتماع، مدرن می‌شود، سنت كه خاك اخلاق در آن ریشه دوانده است به دور ریخته می شود در نتیجه امكان بی بند‌ و باری اخلاقی بالا می رود و نیز بحران در ساحت اخلاقی روی می‌دهد. دیگر به راحتی نمی‌توان گفت فعلی اخلاقی است یا نه؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سویی دیگر با انقطاع از سنت به عنوان اندیشه‌ی محوری و فیصله بخش، اندیشه‌ای چكش نمی‌خورد و موضوع تغییر یا همان اندیشه‌ی سنتی از بین می‌رود در نتیجه می‌بینیم كه این تنها اجتماع است كه لباس جدیدی پوشیده و روح یا اندیشه ای جدید در كالبد ملت دمیده نمی‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هر حال سبك های جدید در حال گسترش است و در این میان لحاظ این مسئله به عنوان &quot;یك مسئله&quot;، می تواند آن را تحلیل نموده و در تحلیل كلی‌تر لحاظ نماید. مسئله در مثبت و یا منفی دیدن ِ صرف این وضع نیست بلكه در دیدن آن به عنوان یك واقعیت است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدرنیزاسیون اجتماعی شمولی همه‌گیر دارد، چه آن‌كس را كه سبك نو را انتخاب كرده، چه آن‌كس كه سبك سنتی را انتخاب می كند و چه آنانی كه دست به تلفیق بین نو و كهنه می زنند را شامل می‌شود. چرا كه در وضع نو، انتخاب قدیم حتی، انتخاب دیگری است. انتخاب قدیم است ونه ادامه ی آن لذا سبك‌های نو زندگی نه خود بلكه همه را دستخوش وضعیتی جدید كرده است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 13:30:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا و انسان در قرآن</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;انسان و طبيعت و رفتار و روانشناسي و وظايف و سرنوشت او، در واقع، همان اندازه از اشتغالات مركزي انديشه‌ي قرآني است كه مسئله خدا چنين است. آنچه خدا هست و مي‌گويد و مي‌كند، مسئله‌اي است كه اگر نگوييم انحصارا بايد بگوييم به صورت عمده در ارتباط با اين مسئله كه انسان چگونه در برابر آن واكنش نشان مي دهد طرح مي‌شود. انديشه‌&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;قرآني به عنوان يك كل با مسئله نجات و رستگاري موجودات بشري سروكار دارد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;خدا و انسان در قرآن؛ ايزوتسوتوشيهيكو؛ احمد آرام؛شركت سهامي انتشارات؛ 1384؛ چاپ پنجم؛ تهران&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 06:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا و بقا</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما از سویی فانی هستیم و روزها ما را ره به تباهی و نیستی می نماید. زندگی دنیایی در گذر است و این «من» میرنده. از این حیث انسان عدم را در پس زمینه خود می یابد. او با زاده شدن در عدم می افتد عدمی که روزی او را در بر می گیرد. آگاهی از این وضع اوج غم و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نا تواني است. انسان اين زاينده آگاهي و اين يدك كشنده خود در عدم فرو مي رود و اين فرو رفتن گويي تدريجي و هميشگي است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از سويي ديگر انسان خدا را مي يابد(اگر بيابد) خدا نه به عنوان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;كمال عصمت و اوج اخلاق آنچنان كه كانت خدا را فرضي اخلاقي در ميان مي آورد بلكه به عنوان موجودي عيني و متافيزيكي پس زمينه عدم را موقتي مي كند. خدا وجود را اعطا كرده است و او از آن رو كه وجود مطلق است خاستگاه ماست. ما را فناي دنيا، در بي خبري از خانه وجوديمان است كه مي ربايد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نظرم اين بي خانماني الحادي ما را با وجود غريبه مي كند. افسرده مي كند از خويش به درمان مي كند و در مرگ دائما فرو مي برد. و چه زيباست آن جايي كه خدا مي فرمايد كه او سرپرست ايمان آورندگان است و آنها را از تاريكی به نور خارج مي كند. آري اگر چه ما انسانيم اما مخلوق. انسان اصالت من و بي خداي الحادي تنها بايد بسوزد و بسازد تا بميرد. خانه ی او تنها عاریتی در عدم است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;فناي انسان با ايمان بخدا بقا مي شود. و البته اين فناپذيري مادي و اين جهاني اوست كه او را مضطرب مي كند. مومن اگرچه در حال اضطراب است مي داند كه خانه دارد. او خانه را مي خواهد و همين خواستن خانه و بقا او را از تباهي مي رهاند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 20:52:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر فیلم پرسپولیس، مرجان در تهران</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 202px; HEIGHT: 298px&quot; height=288 alt=&quot;نقدی بر فیلم پرسپولیس&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/f0uc03.jpg&quot; width=202 align=right border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;فيلم پرسپوليس داستان زندگي مرجان ساتراپي است از افكنده شدن و كنده شدن از ايران.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;داستان كارتون سينمايي از اين قرار است كه مرجان در خانواده ماركسيست اواخر سلطنت پهلوي را تجربه مي كند و از چشمان خانواده، ايران اوايل انقلاب را مي بيند تا اينكه در تناقض بين خانواده و بيرون آن نتواند در ايران بماند و پدر و مادرش براي اينكه اعدام نشود! و يا آزادي را تجربه كند مرجان را عازم اروپا مي كنند. مرجان از اروپا فريب خورده بر مي گردد. اروپا نه برايش خطه ي آزادي كه خطه ي بي بند و باري مي شود. او از غرب سر شكسته باز مي گردد تنها به خاطر اينكه از اينجا كوله باري از نتواستن و انفعال برده است. نتوانستن هايي كه آنجا هم توانستن مي شود و از مرز افراط مي گذرد تا جنازه اش به ايران باز گردد. مرجان نه در ايران توانست با جامعه تطبيق يابد نه در اروپا و در هر دو صرفا نتوانست زندگيي انساني داشته باشد. اما در ايران چيزي در طول ساليان تغيير نكرده است و هنوز به اصطلاح دهه ي شصت است. مرجان دوباره تنگش مي شود و نتوانستن ها دوباره به سراغش مي آيد. او طلاق مي گيرد. چه ازدواج او نيز صرفا براي توانستن و كسب آزادي اجتماعي بود. مرجان كه باز سرش به سنگ واقعيت خورده است باز مي گردد تا داستان ايران و خانواده اش را بگويد داستان ايران از زبان يك ماركسيست منفعل. و شايد همين روايت از نتوانستن ها تنها توان انساني مرجان و مرجان ها باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;داستان مرجان اگرچه سعي دارد تا ايران را گزارش دهد و كاستي هاي موجود را، بيشتر داستان مرجان در ايران و يا در تهران است. او ايران را تهران و تهران را خود و تفريحات خود و خانواده اش ديده است. روايت مرجان روايت همه داني است. مرجان كه روايت مملو از سيگار مشروب خود را تعريف مي كند تنها نتوانسته است خوش بگذراند. تجربه اي كه هر ايراني كما بيش در فقدان تفريح و ممنوعيت هاي موجود دارد چه شده است كه اين مبارز سياسي خرد مي شود و اين طور بر او گران مي آيد. آيا داستان مرجان داستان ماست و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;يا تنها داستان مرجان؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به نظر مي رسد تقليل ايران به خفقان اجتماعي و بيان مشكلات در قالب صرف آزادي پارتي و سيگار و مشروب ظلم به مطالبات و مشكلات تاريخي ايران و عدم درك واقعيات موجود است. جوانان ايراني البته طبق تجربه من در دهه 70 و 80 به مطالبات اجتماعي خود مي رسند البته با اندكي پنهان كاري. ايرانيان امروز به انواع تفريحات با اندي هزينه دست مي يازند و شور زندگي در خود دارند عاشق مي شوند و از سد هاي از پيش ديده مي گذرند.(براي مثال استفاده از ماهواره آنقدر عمومی و سهل است كه تبليغات هاي كالا شماره تلفن دفتر تهران و ايران را هم براي خريد به ايرانيان داخل اعلام نموده و بازار خود را در ايران هم مي جويند) &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در ايران زندگي و لذت به سبك ايراني جريان دارد. مشكل نه در نتوانستن بلكه در چگونه بيان كردن و تطبیق یافتن است. &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 221px; HEIGHT: 306px&quot; height=318 alt=&quot;نقدی بر فیلم پرسپولیس&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.payvand.com/news/07/may/Satrapi-Persepolis.jpg&quot; width=251 align=left border=0&gt;وقتي از جامعه منتزع و كنده شوي نمي تواني در آن بگنجي و محدوديت هاي موجود را نه واقعيت كه فحش تلقي مي كني. در افراط هاي اجتماعي و محدوديت زندگي انساني در ايران شكي نيست اما اين مشكلي عمومي است و ريشه در اعماق تاريخ دارد و نه در بيست سال اخير. ايران كي روي آرامش را ديده است. به نظر مي رسد مرجان ارزشهاي ايراني را نديده است. جواناني كه در دل اميد دارند و در دانشگاه و حوزه ي عمومي به دنبال تغيير يا اصلاح اند. صبري كه نه براي كسب الكل و سيگار و پارتي كه براي آزادي و مردمسالاري &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;صبري جميل است و بي عقده. در اين راه گاه با خاتمي همراه مي شود گاه راي نمي دهد و گاه اعتراض مي كند( و يا اينها را توام در خود دارد) اما همواره اميد وار و صبور است و معتدل. و روایت مرجان روایت خویش است در عصمتی کودکانه و در جایی که       نمی تواند باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 11:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يادگاري هايي از تبريز</title>
<link>http://harkate2.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 389px; HEIGHT: 519px&quot; alt=&quot;تبريز موزه عصر آهن&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/2eb486w.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اينجا موزه عصر آهن است در تبريز. هفت هشت متر يا بيشتر پايين تر از سطح شهر . مكشوفات باستاني قدمت شهر را از عصر آهن نشان مي دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 465px; HEIGHT: 203px&quot; alt=&quot;ارك عليشاهي&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/zyda51.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT size=3&gt;اينجا ارك عليشاهي در نزديكي هاي ميدان ساعت تبريز  است. آجر هايي كه مشاهده مي نماييد جهت ساخت مصلاي تبريز به كار برده مي شود كه ساخت آن حيات اين بناي باستاني را به خطر انداخته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;خانه شهريار&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/30kds1c.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;اينجا خانه شهريار بود كه رفتيم. در محله مقصوديه ي تبريز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/2mfyult.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;مسجد صاحب الامر نزديك بازار تبريز است و من آن را بسيار دوست مي دارم. پايين مسجد موزه قرآن است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;ساهات قاباغي&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/ix8al2.jpg&quot; align=right border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;               &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;                 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt; تبريز را بايد از نزديك ببينيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Apr 2008 19:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=harkate2&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>harkate2</dc:creator>
<guid>http://harkate2.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
